بيان كرده بودم كه آسمان غير از كرات است كرات آسمانى ، همهى ستارهها و سيارههاى آسمانى را شامل مىشود . در عربى به ستارهها نجم مىگويد : نجم به آن كراتى گفته مىشود كه نور او مربوط به خودش باشد و از خورشيد و يا ستارهى ديگر نور نگيرد . به عنوان مثال ، خورشيد از خود نور دارد و زمين ما نيز از نور آن استفاده مىكند . نجم ستارهى است كه هم از خود نور دارد و هم حرارت . كوكب به چيزهايى گفته مىشود كه نور آن ، از ستارههاى ديگر گرفته مىشود ؛ مانند كره زمين ، ماه ، زحل ، مشترى ، مريخ و ساير كرات ديگر كه از خود نور ندارند ، همه كوكب گفته مىشوند و نور تمام كواكب از خورشيد گرفته مىشود . كواكب فاقد نور هستند ، هيچگونه نور و حرارتى از خود ندارند . به كراتىكه از خود نور ندارند ، سياره گفته مىشود . تمام سيارهها به دور خورشيد مىچرخند تا نور خود را از طريق خورشيد تامين كنند . ستاره به آن كراتى گفته مىشود كه نور و حرارت هردو از خودش توليد مىشود .
موضوع آسمان و كرات چيزى است كه به نظر من خيلى از مفسرّين در مورد آنها اشتباه كردهاند ؛ يعنى در بين اين دو مطلب خلط مىكنند . در اين آيه مباركه و چند آيه ديگر ، از كرات آسمانى صحبت نشده است ؛ بلكه صحبت مربوط به خود آسمان است . مفسرين نبايد آسمان را به كرات آسمانى تفسير كنند ؛ زيرا چنين تفسيرى اشتباه مىباشد .
« وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ »
ما آسمان را به دست قدرت خود آفريديم و ما وسعت دهندگانيم . در اينجا گفته نشده كه ما آسمان را وسعت