آسمان همين فضاى است كه كرات در داخل آن جاى گرفته است . تا آنجا كه هوا موجود است ، " جو " گفته مىشود ، وقتىكه از " جو " خارج شود به فضا مىرسد ، آيا در فضاىكه چيزى وجود ندارد ، نه هوا و نه چيزى ديگر ، ممكن است شئ موجود گفته شود ؟ ! اگر فضا را فاقد هرچيز بدانيم نسبت چيزى را به آن كه به شئ موجود مربوط است اشتباه مىباشد .
ادعاى دانشمندان قرن أخير
بنابراين ادعاىكه در اواخر در قرن بيست و يكم ، مطرح شده است ، معقول به نظر مىرسد . دانشمندان ادعا كردهاند كه فضا نهتنها امر عدمى نيست ؛ بلكه يك امر موجود است . يعنى ستارهها و كرات ، مانند زمين ، زحل ، مشترى وميلياردها ستاره و كراتى ديگرى كه در فضا وجود دارند ازخود ظرف دارند ، كرات در فضاى خالى معلق نيستند ؛ به ادعاى دانشمندان قرن أخير ، آسمان در واقع يك بافت خيلى نازك و در عين حال سخت و محكم است ، اين ادعا مربوط به قرن بيست و يكم است كه در همين چند سال اخير كشف گرديده است ؛ ولى من تاكنون مطمئن نيستم كه آيا اين ادعا واقعيت دارد يا خير ؟ ! اگر واقعيت داشته باشد ، با آيات مباركه قرآن مجيد همخوانى پيدا مىكند . البته من نمىخواهم بگويم كه منظور قرآن مجيد از آسمان همان بافت نازك و محكم است كه توسط دانشمندان در قرن اخير ادعا شدهاست ؛ بلكه مىخواهم بگويم كه اين نظريه با ظاهر آيه مباركه سازگارى دارد و مى توانيم مراد قرآن را تا حدودى بفهميم و همچنين مىتوانيم ادعاى دانشمندان را با آيه مباركه