فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى »
« 1 » ما ثمود را هدايت كرديم ، هدايت يعنى رهنمايى . ما پيغمبر خود را در ميان آنان فرستاديم ، او زحمت زيادى كشيد ، براى آن قوم تبليغ و ارشاد نمود ، بارها به آنان هشدار داد ؛ ولى هيچ فايده براى آن قوم ستمگر نداشت ، آنان همچنان تا آخرين وقت به نا فرمانى خود ادامه دادند .
« فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى »
آنان كورى را بر بينايى ترجيح دادند و نخواستند هدايت شوند . بعضىها عمداً تاريكى را بر روشنى انتخاب مىكنند . حضرت صالح عليه السلام با عطوفت و مهربانى با قوم ثمود برخورد نمود ؛ اما آن قوم لجباز با توجه به معجزه آشكارى كه حضرت صالح عليه السلام براى آنان آورد ، به خدا تسليم نشدند و به معصيت خود ادامه دادند .
« فَمَا اسْتَطاعُوا مِنْ قِيامٍ وَ ما كانُوا مُنْتَصِرِينَ »
قوم ثمود بسيار اقتصاد خوبى داشتند ، از امكانات فراوانى برخوردار بودند ، همه چيز داشتند ، نعمتهاى فراوان در اختيارشان بود ؛ ولى هيچگاه شكر پروردگار خود را به جا نياوردند و به دستورات او تسليم نشدند . وقتىكه صاعقه آمد ، يكى از آنان نتوانستند روى پاى خود بايستند و راه فرار براى خود پيدا كنند ؛ كسى هم نبود كه با آنان كمك نمايد ؛ يعنى هيچكسى هم نمىتوانست با آنان كمك كند ؛ زيرا ممكن نيست كسى از عذاب خدا جلوگيرى كند ؟ قوم ثمود زمانىكه نعمتهاى خدا را
هامش
( 1 ) - فصلت / آيه 17