مىبينيد اين بادهاى بدون باران كه در شهر كابل وجود دارند ، جز اينكه خاكها را برداشته و در خانههاى مردم تقسيم نمايد ، هيچ فايده ديگر ندارد . « 1 » .
« ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ »
اين باد يك باد عقيمى بود كه بر هر چيز مىوزيد ، فوراً او را خشك مىكرد ، اگر بر انسان مىوزيد ، مثل استخوانهاى پوسيده درست مىكرد . حتى برگياهانىكه اصابت مىكرد ، سُست و پوسيده مىشدند . خداوند متعال جل جلاله هر قوم را مطابق استحقاق و عمل شان به يك نوعى از عذاب هلاك مىكند . نتيجه سركشى و طغيانگرى قوم عاد چنين شد كه توسط باد عقيم و ضرر رسان به هلاكت برسند . در مورد حوادثى كه در امتهاى گذشته واقع شد ، پيغمبران الهى زحمت بسيار كشيدند تا مردم را بهسوى خدا ارشاد كنند ؛ ولى مردم به حرف پيغمبران گوش ندادند و از ارشاد آنان سركشى كردند ، سرانجام خداوند متعال جل جلاله آنان را بهخاطر سركشى و طغيانشان به عذابهاى گوناگون مبتلا نموده و به هلاكت رسانيد .
هامش
( 1 ) - تا اطراف شهر كابل توسط درختان و جنگلها پوشيده نشود ، وضعيت اين شهر خوب نمىشود . هميشه گرد و خاك فضاى آن را مىپوشاند . مخصوصا در برج سرطان ، اسد و سنبله ، ماشاءالله الى ماشاءالله بعد از ظهرها كسى نمىتواند از خانه خود بيرون شود . هر روز خروارهاى خاك توسط باد بطور عادلانه در خانههاى كابل تقسيم مىشود و هيچ كسى هم از آن محروم نمىماند . هرچه غبار و كثافت در اطراف كابل است به هوا پراگنده مىشود . محيط زيست را خراب مىكند . اطفال مردم را مريض مىكند . بايد يك فكر درست و اساسى در اين مورد بشود ، تا شهروندان كابل از اين مصيبت نجات يابد . البته اين موضوع تنها به كابل خلاصه نمىشود ؛ بلكه تمام شهرهاى بزرگ ما اين چنين است و بايد كسى پيدا شود تا يك فكر اساسى براى اين مشكلات در نظر گرفته شود . ( از سخنان معظمله )