تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
مىشوند و از عذاب پردگار نجات ميابند . به اميد آن روزىكه بشر از خواب غفلت بيدار شود و از عمق جان به خدا تسليم شوند . عرض كردم كه جمعى از ملائكه پيش حضرت ابراهيم عليه السلام آمدند و بشارت فرزند به او دادند كه مراد از از فرزند ، حضرت اسحاق عليه السلام بود . ابراهيم عليه السلام در تشويش شد و از ملائكه پرسيد كه مأموريت اصلى شما چيست ؟ فرشته‌ها گفتند ما براى نابودى قوم مجرم آمده‌ايم . ابراهيم عليه السلام در همين سوريه فعلى زندگى مىكرد و حضرت لوط در يكى ديگر از شهرهاى ديگر سوريه زندگى مىكرد . فاصله ابراهيم عليه السلام با حضرت لوط خيلى زياد نبود . قرآن مىفرمايد :
« فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ »
سپس مؤمنين را از آن‌شهر خارج كرديم .
« فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ »
ما در اين شهر جز يك خانه مسلمان نيافتيم . ظاهراً مراد از آن يك خانه ، حضرت لوط عليه السلام مىباشد كه فرشته‌ها به او گفتند : شما بايد از اين شهر بيرون شويد تا ما اهل اين شهر را عذاب نماييم . آن‌حضرت عليه السلام فوراً زن و بچه خود را برداشت و از شهر بيرون شد . البته حضرت لوط دو زن داشت كه يكى از آنان مسلمان و ديگرى كافر بود ، فرشته‌ها به لوط عليه السلام گفتند : اين زن كافره شما حق ندارد كه با شما بيرون شود ، او بايد درهمين‌جا بماند ، تا مانند ساير مجرمين عذاب خدا را ببيند . اگر فرشته‌ها اجازه مىدادند ممكن بود حضرت لوط عليه السلام از زن كافره خود نيز دعوت مىكرد تا با او از شهر بيرون شود ؛ منتهى فرشته‌ها