« فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ »
ما در اين شهر هيچ مسلمانى پيدا نتوانستيم ، مگر يك خانواده ؛ يعنى فقط حضرت لوط عليه السلام با زن و فرزندش مسلمان بودند و به خدا ايمان داشتند كه جبرئيل عليه السلام براى آنان گفت : شما از اين شهر بيرون شويد ، زيرا ما تمام اهل اين شهر را هلاك مىكنيم . حضرت لوط عليه السلام از آنشهر بيرون رفت و سپس فرشتهها شهر " سدوم " را زير و رو كردند ، شهر به خرابه تبديل شد و چيزى در آنجا باقى نماند .
عذابهاى رنگارنگ
هرچند قوم لوط با " سجيل " يعنى همان سنگ و گِل عذاب شدند و شهر آنان نيز خراب گرديد ؛ اما امروز نيز عذاب خدا مردم را فرا گرفته است . اكنون ملائكههاى عذاب كسى را باسنگ و گِل عذاب نمىكنند ؛ ولى بهگونهى ديگر عذاب مىكنند . قوم لوط همجنسباز ى مىكردند ، در عصر ما نيز همجنسبازان وجود دارند . منتهى عذاب قوم لوط با عذابىكه اكنون وجود دارد فرق مىكند . قوم لوظ توسط سنگ عذاب شدند ، همجنسبازان فعلى توسط مرض " ايدز " هلاك مىشوند . مرض " ايدز " از عذاب قوم لوط هم خطرناكتر است . مجرمين كنونى نيز با فلاكت و بد بختى هلاك مىشوند ، مدتهاى زياد رنج و مشقت را تحمل مىكنند و سپس ذليلانه نابود مىشوند . بهقول شاعر :
چشم باز و فكر بازو اين عمى * حيرتم از چشم بندى خدا