كوچه دارد تا مشتركا به رفع مشكل كوچه خود بپردازند . بدون همكارى مشترك زندگى مردم در سطح يك كوچه نيز با مشكل برمىخورد .
4 - چهارمين واحد تشكيلات را اهل يك قريه و يا يك دهكده تشكيل مىدهند . اين واحد حلقه بزرگتر اجتماعى به حساب مىآيد . اهل يك قريه به هيچ وجه بدون تعامل و همكارى با يكديگر زندگى نمىتوانند ؛ زيرا تمام خير و شرّى كه در قريه اتفاق ميافتد ، به تمام اهل آن قريه مربوط مىشود . اهل قريه در تمام كارهاى اجتماعى و فردى نياز به همكارى مشترك دارند ؛ براى اينكه هيچكس به تنهايى نمىتواند مشكل يك قريه را رفع نمايد .
5 - پنجمين واحد تشكيلات ، زندگانى مشترك ، مردم يك شهر است كه حلقه بزرگتر از حلقه چهارم را تشكيل مىدهند . مردم يك شهر ، از لحاظ شهرى نشينى با يكديگر مشتركاتى زيادى دارند . در تشكيلات شهرى به انسجام و همكارى بيشترى نياز است ؛ براى اينكه رفا و آسايش شهر نشينان بدون همكارى مشترك امكان پذير نمىباشد .
6 - ششمين واحد تشكيلات ، مردم يك كشور هستند . آنانىكه در يك كشور زندگانى مىكنند ، در واقع از نظر سياسى يك ملت مستقل شمرده مىشود و از نظر اجتماعى تشكيلات وسيعى را بوجود مىآورند . يعنى تمام مردمىكه در چوكات يك جغرافياى سياسى زندگانى مىكنند ، مشتركات بزرگ كشورى بدوش تمام آنان است ؛
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٦٧