نيز به اين مطلب اشاره شده است و مىفرمايد : « مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربّه » « 1 » هركس كه خود را شناخت ، خدا را نيز مىشناسد . واقعاً اگر انسان خود را درست بشناسد ، بدون تعلل به وجود خالق خود نيز اعتراف مىكند . وقتىكه يك سلول بدن انسان به اندازه يك شهر بزرگ صنعتى ، با تمام اوصافى كه بيان گرديد ظرفيت داشته باشد ، چگونه كسى مىتواند وجود خالق حكيم و آفريدگار توانا را انكار كند ؟ يكوقتى انسان حتماً به اين فكر مىافتد كه چنين تشكيلات وسيع و محيّرالعقول ، بدون يك خالق توانا ، حكيم و عليم نا ممكن است . بسيار مهم است كه انسان خود را بشناسد ، هركس كه خود را بشناسد ، بدون ترديد خدارا نيز مىشناسد . بدن انسان از نظر مادى تا حدود زيادى شناخته شده است . حكمتهاى كه در آن به كار رفته نيز روشن گرديده است ؛ ولى مسئله روح ، همچنان لاينحل به حال خود باقى است و تاكنون كسى نتوانسته از حقيقت آن چيزى بفهمد و به اسرار پيچيده روح پىببرد . بهتر است اين موضوع را به آينده موكول كنيم ؛ زيرا ممكن است بشر روزى به اين مرحله مىرسد كه تا حدوى به اسرار روح پىببرد و يا حد اقل به حقيت روح آشنايى پيدا كند .
« مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربّه » هركسىكه خود را بشناسد ، حتماً خدا را نيز مىشناسد . بدن هر انسان داراى يك روح است و هيچ بدنى وجود ندارد كه دو روح داشته باشد . نظام كائنات نيز همانند بدن انسان است ؛ زيرا تمام كائنات فقط يك خالق دارد . همانگونه كه بدن فيزيكى ما با تمام دستگاهها و سلولها و موادهاى شيميايى و
هامش
( 1 ) - بحارالانوار / ج 95 ، ص 452