حالا اگر نعوذ بالله از اين موضوع صرف نظر كنيم كه حيات به خدا مربوط نيست ! ديگر هيچ جوابى براى اين سؤال وجود ندارد كه حيات از كجا پيدا شد ؛ اين از معجزه قرآن است كه از چندين قرن جلوتر منبع حيات را براى بشر معرفى مىكند . انسان ، حيوان و نبات ، همه مادى است ؛ ولى داراى حيات ، حركت ، عقل ، احساس و فكر هستند . همه توليد مثل و تبديل ماده به انرژى مىكنند . اينها از كجا شد ؟ جواب اين است كه اينها از آثار حياتاند و حيات نيز از روح مجرد ما به وجود آمده است ، روح مجرد از كجا آمد ؟ خداى واحد و حكيم آن را خلق كرده است ، همانگونه كه تمام كائنات را با قدرت عظمت خود خلق نمود . انسان بايد در برابر قدرت و عظمت خدا تسليم باشد و جاه دارد كه در موقع سجود وقتىكه در برابر پروردگار خود پيشانى را به زمين مىگذارد راجع به نظام آفرينش كمى فكر كند و خدا را به عظمت و بزرگىاش تسبيح نمايد . اگر انسان در موقع ركوع و سجود نماز ، به اين موضوعات فكر كند و قدرت لايتناهى خدا را به ياد بياورد و به تشكيلات پيچيده و محيّرالعقول خلقت لحظهى بينديشد ، ضمن اينكه روحش شفاف مىشود ، ثواب نمازش نيز خيلى زياد مىشود .
خود شناسى
« وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ »
اين آيه مباركه ، در واقع مىخواهد به كفار بفهماند كه در جانهاى شما آيات و نشانههاى خدا زياد است چرا نمىبيند ؟ يعنى اگر به نفس خود متوجه شويد و خود را درست بشناسيد ، حتماً خدا را مىشناسيد . در بعض احاديث