دارد كه هركدام از يكديگر متفاوتاند . حالا سؤال اينجاست كه حيات از كجا آمد و چگونه وجود پيدا كرد ؟
بعضى از دانشمندان كم فكر و متعصّب مىگويند : حيات در كره زمين وجود نداشته ؛ بلكه از كرات ديگر آمده است . آنان نمىدانند كه در اطراف زمين ما ، آنقدر هواى سرد وجود دارد كه اصلًا امكان آن ندارد تا ميكروب حيات ، سالم به كره زمين برسد . به فرض اينكه حيات از كرات ديگر به زمين آمده باشد ، باز اين سؤال مطرح مىشود كه در ساير كرات چگونه حيات پيدا شد ؟ هيچ جوابى دراين مورد وجود ندارد ، در علوم طبيعى جواب براى اين سؤال وجود ندارد كه حيات از كجا پيدا شد ؟ ماده كه خودش حيات ندارد . چيزى را كه مىخواهم عرض كنم اين است كه حيات از حيات پيدا مىشود .
بعضى از مردم عوام مىگويند : اگر دو عدد خشت پخته مرطوب را روى هم بگذاريم ، بعد از چند مدت عقرب به وجود مىآيد يا اينكه مىگويند : گوشت را اگر درهواى گرم بگذاريم ، بعد از مدتى از درون آن كرم به وجود مىآيد . اين گفته مردم عوام درست است ، منتهى اين را بايد بدانند كه حيات عقرب و كرم از چيزى ماده مانند خشت و گوشت پيدا نمىشود ؛ بلكه در ميان همين مواد خشت و گوشت اجزاى حيات وجود داشته و به همين علت عقرب و يا كرم از آن به وجود آمده است . در مورد اينكه حيات از چه پيدا مىشود اين جواب وجود دارد كه حيات فقط از حيات پيدا مىشود ؛ زيرا از شئ مادى كه فاقد حيات باشد ! هيچگونه حيات به وجود نمىآيد .
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 115
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١١٥