من نمىخواهم براى كسى قصه بخوانم و نه قرآن كتاب قصه خوانى است . هرچيزى را كه قرآن بيان مىكند براى اين است كه ما انسانها از آن عبرت بگيريم تا به سرنوشت اقوام وقبايل هلاك شده گرفتار نشويم . هركلمهى قرآن مجيد ، پند و موعظه براى افراد بشر در طول تاريخ است . قرآنمجيد مىخواهد انسانها را بهسوى كمال انسانىاش سوق دهد و با ذكر داستانهاى عبرت انگيز ، بشريت را بهسوى خوشبختى هدايت كند ؛ زيرا اساس دين مقدس اسلام موعظه و نصيحت است . جبر و اكراه در اسلام راه ندارد . انبياى الهى وقتى مىآمدند مردم را براى پذيرفتن دين ، ارشاد مىكردند و در تاريخ انبياء يك مورد هم ديده نمىشود كه آنها كسى را براى پذيرفتن دين تهديد كرده باشند و به جبر چيزى را بر مردم تحميل نموده باشند . كار انبياء در طول تاريخ ارشاد انسانها بوده است . كسانىكه قبول مىكردند طبق ميل و اراده خود به خداى واحد ايمان مىآوردند ؛ اما كسانىكه قبول نمىكردند ، هيچگاه مورد تهديد قرار نمىگرفتند .
اگر انسانهاى امروزى دستور اسلام را قبول و به آن عمل مىكردند به اين سرنوشتى كه حالا گرفتارند ، گرفتار نمىشدند و چند ميليون انسان توسط مرض ايدز هلاك نمىگرديد . درطول تاريخ بشريت چنين مرض هولناك وجود نداشته كه در اثر آن ميليونها انسان يا هلاك و يا در صف مرگ نشسته باشند .
چشم باز و گوش بازو اين عمى ( عما ) * حيرتم از چشم بندى خدا
بايد انسانها از اين خواب غفلت بيدار شوند . بايد قبل از اينكه زندگانى دنيا و آخرت خود را خراب كنند ، به عقل خود مراجعه نمايند و دين خدا را سر لوحه زندگانى خود قرار داده و از اين عذاب وحشتناك بهخداى قهار پناه ببرند .