سرانجام مىگويد : يك ساعت به من مهلت بده تا شايد در اين يك ساعت كارى را انجام دهم ، عزرائيل مىگويد : [ ساعتهاى زيادى مهلت داشتى هيچ كارى را براى آخرت خود انجام ندادى ] همينگونه التماس مىكند تا اينكه روح از بدنش مفارقت نمايد . منظورم از نقل اين روايت اين بود كه بايد انسان قبل از اينكه عمر گرانبهاى خود را از دست دهد ، به ارزش آن پىببرد ؛ زيرا وقتىكه اجل برسد ديگر بهكسى مهلت داده نمىشود . قرآن مجيد مىفرمايد : «
إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
» « 1 » وقتى كه اجل آنها برسد نه يك ساعت تأخير مىكند و نه يك ساعت جلو مىافتد .
قمار سرنوشت
كسى كه عمر خود را بيهوده مصرف مىكند ، بدتر از كسى است كه قمار بازى مىكند ؛ براى اينكه شخص قمار باز ، پول و دارايى مادى خود را مىبازد ؛ امّا كسى كه ارزش عمر خود را نمىداند . جان خود را مىبازد . حيات خود را مىبازد و اين در واقع بدتر از قمار است . دين مقدس اسلام ، از انسان بخيل مذمت نموده است ؛ ولى اگر انسان در قسمت عمر خود بُخل بورزد كار عاقلانهى نموده است ؛ زيرا بُخل به مال دنيا سبب دورى انسان از معنويات مىشود . امّا بُخل در عمر ، انسان را به حقيقت و كمال انسانى مىرساند ، بُخل در عمر ، انسان را بهسوى خوشبختى سوق مىدهد ؛ انسان عاقل بايد نسبت به عمر خود بخيل باشد ؛ زيرا عمر قيمت بهشت است . وقتى ارزش عمر براى انسان روشن شود ، هرگز آن را در كارهاى زشت و
هامش
( 1 ) - يونس / آيه 49