تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
يكى از اماكن مقدسه ديگر ، مانند مدينه منوّره و كربلاى معلّى ، ممكن است ايشان مثل ساير انسان‌ها در يكى از اين شهرها زندگانى نمايند ؛ منتهى كسى آن‌بزرگوار را نمىشناسد و معنى غيبت آن امام عليه السلام نيز همين است كه مردم او را نمىشناسند و هرگاه كه خداوند جل جلاله بخواهد ظاهر مىشوند و خود را معرفى خواهند نمود . احتمال سوم : بعضى از مفسرين گفته‌اند مراد از « عصر » فشردن است ؛ يعنى فشرده شده مانند عصير انگور و عصير سيب ؛ چرا « عصر » را به فشردن معنى كرده‌اند ؟ براى اين‌كه تمام اختراعاتى كه امروز نصيب بشر شده‌است از فشارهاى زندگانى به‌وجود آمده‌است . اگر امراض و دردها نمىبود ، علم طب چنين رشد نمىكرد . اگر غذاى آماده شده از آسمان براى انسان‌ها مىآمد ، اقتصاد و ابزار توليد به اين اندازه ترقى نمىكرد . همين فشارهاى گوناگون بود كه بشر مجبور گرديد سعى و تلاش بيشتر نمايد و به اختراعات مختلف دست بزند . اگر بشر براى رفع احتياجات خود مجبور نمىشد ، قطعاً چنين ابتكارات و اختراعات در جهان مادى صورت نمىگرفت و اين فشارهاى زندگانى بشر بود كه سبب خيزش و پيشرفت انسان‌ها شده است و در آينده نيز چنين خواهد بود . لذا گفته‌اند : مراد از عصر فشردن و فشار دادن است . به نظر من ، قوى ترين احتمال ، همان احتمال اول است كه مراد از « عصر » همان زمان مخصوصى است كه در ساعات پايانى روز به‌نام " عصر " معروف است ؛ زيرا تاريخ زندگانى بشر به‌طور درست معلوم نيست و كسى نمىداند كه چند سال از عمر بشر گذشته است ؛ البته در بعضى از كتاب‌ها مانند تورات ديده مىشود كه مىگويند : عمر بشر در كره زمين شش هزار و يا هفت هزار سال است ؛ ولى معقول به نظر نمىرسد ؛ زيرا از نظر علم جيالوجى اين نظريه قابل قبول نيست . ممكن است صدها هزار سال و يا ميليون‌ها سال بشر در كره زمين زندگانى كرده باشد ؛ اما