قرآن واقعيتهاى عينى خارجى را صحبت مىكند . بعضى اوقات انسان يك آيه را مىخواند ، فكر مىكند كه آيه مباركه بعد از جنگ دوم جهانى نازل شده است و يا براى قرن بيست و يكم آمده است ؛ براى اينكه معنى آن كاملا با وضعيت كنونى بشر مطابقت دارد . آيات قرآن با شرايط و مسائل روز بشر در هر عصر و زمانى كه باشد تطبيق مىشود و همين موضوع براى قرآن اعجاز بزرگى است كه ساير كتابها از چنين اعجازى محروماند . قرآنمجيد يكهزار و چند صد سال قبل ، از جانب خداى حكيم براى پيغمبرنازنين اسلام صلى الله عليه وآله و سلم نازل شده است ؛ اما در قرن بيست و يكم ، مطالب آن كاملا جديد است . به همين دليل هر انسان عاقل به اين موضوع پىمىبردد كه قرآن كلام پروردگار قادر و توانا است و از ابتداى نزول تا روز قيامت رهنماى بشريت بوده و خواهد بود و براى زمان و مكان خاصى نازل نشده است .
لامكانى كه در او نور خداست * ماضى و مستقبل و حالش كجاست ؟
اين آيات مباركه را اگر در مورد جنگ ذات سلاسل ، معنىكنيم ، مىفرمايد : مىبينيد ، چه انسانهايى بودند كه در موقع جنگ جانهاى خود را در معرض ايثار گذاشتند ؟ خواب را بر خود حرام كردند و حكومت نوپاى اسلامى را از خطر دشمن حفظ نمودند . آنها شب را به چه سرعت راه رفتند و چگونه از تماس سُمّ اسبهاىشان با سنگها ، آتش بلند مىشد ؟ چگونه مقررات نظامى را مراعات كردند ؟ چگونه با دشمن اتمام حجت نمودند و سپس چگونه بر دشمن حمله كردند و آنان را بهخاك ذلت كشيدند ؟ اگر در مورد حج معنى كنيم مىفرمايد : كه چگونه به حج رفتند ؟ چگونه به عرفات توقف كردند و در آنجا چهكار نمودند ؟ بعد چطور به مشعر وارد شدند ؟ با چه كيفيت خود را به مينا رسانيدند ؟ چگونه جمرات را انجام