اين حديث را قبلًا بيان كردم كه پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله و سلم فصيح ترين مرد عرب خود را معرفى كردهاند و حضرت على عليه السلام نيز بسيار با فصاحت و بلاغت صحبت مىكردند . كتاب نهج البلاغه گواه روشنى بر فصاحت حضرت على عليه السلام است ؛ مسلماً حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله و سلم فصيحتر از على عليه السلام بودهاند ؛ ولى نه كلام پيغمبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه وآله و سلم و نه كلام حضرت على عليه السلام كه در خطبههاى نهج البلاغه آمده است ، هيچ كدام با آيات قرآن قابل مقايسه نيست ؛ براى اينكه قرآن الفاظ را چنان زنده و پر معنى بيان مىكند كه از قدرت و توانايى بشر خارج است . سوره عاديات را كه اكنون من در رابطه با جهاد و مجاهدين تفسير كردم ، اگر همين الآن اين سوره را در رابطه به حج تفسير كنم ، كاملًا تطبيق مىشود . همين آياتىرا كه در رابطه با جهاد تفسير كردم ، با داستان مكه و منى و داستان عرفات و مشعر و همچنين داستان حجاج و عملكرد آنها مطابقت پيدا مىكند . قرآن كتاب هدايت است و براى هدايت بشر نازل شده است . خداوند متعال جل جلاله مىفرمايد :
« كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ »
« 1 » رسول من ، اين كتاب را براى شما فرستاديم تا مردم را از تاريكىها بهسوى نور هدايت كنيد .
« هُدىً لِلْمُتَّقِينَ »
« 2 »
« هُدىً لِلنَّاسِ »
« 3 » قرآن براى رهنمايى انسانها و براى برقرارى عدالت اجتماعى و تقرب آنان با خداى عز و جل نازل شده است . در جاى
هامش
( 1 ) - ابراهيم / آيه 1
( 2 ) - بقره / آيه 1
( 3 ) - بقره / آيه 185