عناوين مختلف پول و اسلحه توزيع كردند و در جبهات اختلاف انداختند و صفوف مجاهدين را سُست كردند .
كمونيستها بهخوبى از ضعف مجاهدين اطلاع يافتند و اختلافات موجود بين رهبران مجاهدين سبب شد كه دشمن از آن سوء استفاده كند و هركدام از فرماندهان را به نحوى فريب دهد . بعضىها را به بهانه اينكه قوم شما محروم است و ما اين سلاحها را براى شما مىدهيم تا در برابر فلان قوم ، از خود دفاع كنيد . بعضىها را گفتند كه حقوق شما پايمال شده است و ما مىخواهيم شما توسط اين سلاحها از حق خود دفاع نماييد . بعضى ديگر را هم شايد مىگفتند : حق حكومت كردن با شما است و ديگران چهكاره هستند ؟ شما اين سلاح و مهمات را بگيريد ، وقتى كه ما رفتيم اقلًا با اين تسليحات مانع رسيدن ديگران بهقدرت شويد . مسأله قوميت ، زبان ، منطقه را مطرح نمودند تا عدهاى از فرماندهان را فاسد كردند . به نظر شما در اين موارد چهكسانى مقصراند ؟ جواب واضح است كه رهبران جهادى مقصراند ؛ زيرا آنها بودند كه نتوانستند افراد خود را از نگاه اعتقادى و فكرى به سطح بالاتر برسانند و يا اقلًا همانند ويتنام تحت يك فرماندهى واحد حركت كنند و جنگ را منظم اداره نمايند . اگر رهبران جهادى مىتوانستند افراد خود را درست جهت بدهند ، امروز مردم مسلمان كشور به اين وضعيت گرفتار نمىشدند .
مشكل ديگرى كه در برابر انسجام مجاهدين وجود داشت ، تعدد احزاب بود . در ادامه جهاد احزاب زيادى به وجود آمد و همين تعدّد احزاب مانع حركت منظّم در صفوف جهادگران گرديد ؛ تعدد احزاب سبب گرديد كه در جبهات جنگ ، هماهنگى صورت نگيرد و همچنين در موضعگيرىهاى سياسى ، بهصورت درست تصميم گيرى نشود . تعدّد احزاب در واقع درد بدون درمان براى جهاد اسلامى ما بود كه در ادامه جهاد مسبّب بروز جنگهاى داخلى در كشور گرديد . تمام اينمشكلاتها از
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 244
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٤٤