وقت سر ترقى و انحطاط اسلام بشما معلوم مىشود . « 1 »
خلاصه كلام اينكه يا تهذيب اخلاق و يا ذلت و اسارت و مسلما حكم عقل انتخاب شق اول و اجتناب از شق دوم مىباشد .
5 - شكى نيست كه مكارم اخلاقى و دورى از صفات رذيله ، انسان را به طاعت نزديك و از گناه دور مىدارد و چيزى كه مقرب به طاعت و مبعد از معصيت باشد به اصطلاح علماى علم الكلام لطف ناميده مىشود و متكلمين ، لطف را واجب مىدانند .
لكن وجوب لطف بدليل معتبرى ثابت نشده و در صراط الحق ج 2 دلايل متكلمين بر وجوب اين مورد مناقشه قرار گرفته و رد شده است .
6 - تزكيه نفس علت بعثت پيامبر بزرگوار اسلام ( ص ) بوده است .
بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ
ترك تزكيه مخالف عملى با غرض بعثت رسول اكرم ص است كه حرام است .
بلى رستگارى دنيا و آخرت در تزكيه نفس است
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ
هامش
( 1 ) - تاريخ حكايت مىكند كه معتصم خليفه عباسى نامهاى براى حاكم موصل نوشت و از او خواسته بود جمعى از زنان نوازنده و خواننده براى خوشى خاطر امير المومين ! بفرستد و در همين اوقات پيغام ديگرى هم از جانب هلاكو خان سردار مغول كه مشغول نابودى مسلمانان و تسخير سرزمينهاى اسلامى بود به حاكم موصل ميرسد و از او مىخواهد كه به صورت فورى تعدادى منجنيق و آلات قلعه كوبى براى او تهيه و بفرستدو بدر الدين حاكم موصل به حاضرين مجلس خود مىگويد اين دو نامه را مطالعه كنيد و بر مسلمانان بگرييد . خليفه مسلمانان از من زنان رقاصه مىخواهد و سردار كافر مغول اسباب پيروزى !