تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
دوم - فرويد يهودى اطريشى كه در سال 1939 چشم از جهان بست مىگويد آدمى يك سلسله غرايز « 1 » دارد كه لازمست آنها را اعمال كند ، ارضاى اين غرايز نه تنها مخالف اصول انسانيت نيست كه تنها راه خوب زيستن و رسيدن بخوشبختى مىباشد ، او از همه غرايز غريزه جنسى را در زندگانى انسان موثر مىداند . « 2 » زمانى كه آداب اخلاقى و اصول اعتقادى و قيود مذهبى از عملى شدن اين تمايلات جلوگيرى كند تمايلات مذكور واپس زده به شكل ضمير مخفى در روان آدمى در مىآيد و آهسته آهسته عقده‌اى مىشود كه طوفان را در پى دارد و حتى به صورت فلج و جنون و غيره از امراض جسمى و روانى در مىآيد و يا منجر به انحراف اخلاقى مانند بدبينى ، تكبر ، حسد ، خيانت ، فساد و ظلم و
هامش
( 1 ) - عاطفه جنبه انفعال دارد كه پس از ادراك حاصل آيد و غريزه جنبه فعلى دارد ، غريزه طبيعت است كه باعث كارهائى مىشود كه بدون تروى و تفكر صادر مىشود و در حيوانات بهتر مشهود است آثار غريزه هميشه ثابت و غير متغير است و در يك جهت خاص اثر دارد ولى عقل چنين نيست . ( 2 ) - بعضىها مىگويند غرايز و احساسات را خدا داده است تكاليف و وظايف را بشر وضع كرده است و ما بايد فرمان تكوينى خدا را انجام دهيم نه اينكه از مقررات انسانها پيروى كنيم ، البته هر عاقل مىداند كه اين ادعا مكر و خدعه و نيرنگ است .