تصديقات عقلى بپذيرند و به حكم سرشت و وجدان خود از صاحبان اخلاق نيكو تقدير به عمل آورند . باز هم التزام عملى به آنها محتاج به ضمانت اجرائى است كه وجود ندارد و جز افراد محدود به آن متصف نشوند .
بلى حكومتها براى اداره نظم زندگانى و امنيت اجتماعى مجبورند قوانينى را وضع و اجراء كنند و مردم از روى ناچارى و ترس به آنها پايبند شوند ولى در مواردى كه تخلف قابل اثبات نباشد از هزار تن يك تن هم بقوانين مذكور اعتنا نمىكنند و حق هم با آنان است .
اما اگر به خدا و روز قيامت قايل شديم و خلقت انسان را بهدف تكامل قبول كرديم موضوع صد در صد عوض مىشود .
نكته مهمى كه در اين جا لازم به دقت مىباشد اين است كه گفتار ( آدم بايد لذت ببرد و عمرش را بخوشى بگذراند و بى خودى در تحصيل فضايل اخلاقى باستقبال رنج و محروميت نرود ) يك شعار ميان خالى و پندار كودكانه است . و در برابر آن اين سؤالات مطرح مىشود .
1 - آيا هزاران انسان مريض از اين شعار آرامشى به دست مىآورند ؟
2 - ميليونها آدم تهيدست و تنگدست و نيازمند چگونه خود و اطفال خود را به اين شعار سرگرم نگهدارند ؟
3 - موقف پيران و زندانيان و اسيران و معلولين جنگى و سپاهيان جنگى كه بعنف و جبر در ميدان نبرد اعصابشان خرد شده
روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٨٠