اخلاق بسراغ دين خود بروند . « 1 »
هشتم - شعبههاى ديگر اخلاق
اكنون پس از نقل و نقد نظريه سه دانشمند يونانى و پيروان آنها بسراغ نظريات ديگران مىرويم :
اول - زنون كه در حدود 300 سال قبل از ميلاد زندگى مىنموده و در يكى از رواقهاى شهر آتن يونان مشغول تدريس بوده و به همين مناسبت او را رواقى و پيروان او را رواقيون مىنامند ، فضيلت را تنها در نيت و اراده مىدانسته و بعبارت ديگر خير و خوبى را در خود طلب مىپنداشته است نه در طلب خير .
رواقيون انسان را جزئى از عالم كبير مىدانند و لذا آنچه كه بنفع كل عالم است او بايد بپذيرد و از فرمان عقل بيرون نرود ، و اخلاق نيكو آن است كه جنبه عمومى او بروز و ظهور كند ، و در خدمت همه انسانها باشد .
و نيز نقل شده است كه اينان مىگويند انسان نبايد از حوداث روزگار بترسد ، بلكه به آغوش باز تمام ناملائمات را بپذيرد زيرا هرچه از دوست مىرسد نيكوست ، و چنانچه لازم شود بايد
هامش
( 1 ) - اگر بناء شود علم الاخلاقى تدوين كنيم كه اغلب ملل هوشيار جهان و يا متدينين باديان معروف جهان آن را بپذيرند و يا لااقل دليل مقبول عقلى بر آن اقامه بتوانيم تا در جمله مشهورات محسوب گردد ، تا چه اندازه پيشرفتى بدست خواهد آمد ، و توفيق تا كجا رفيق خواهد بود سؤاليست كه پاسخ آن كار سادهاى نيست و محتاج به همكارى جمع كثيرى از هوشمندان دنيا مىباشد .« وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَإِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْإِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ . . .