مالك اصلى آن رد شود ، و اگر مالك آن معلوم نيست و به ترتيبى كه در فقه بيان شده صدقه داده مىشود .
بهر حال بخشش مال حرام و مطلق تصرف در آن ، حرام است و جز عقاب اثر ديگرى ندارد .
2 - مال مذكور غير مرغوب نباشد كه خود انسان حاضر بقبولى آن بدون كراهت نباشد .
أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ
از مال پاكيزه كه كسب كردهايد و از آنچه كه از زمين برايتان بيرون آوردهايم انفاق كنيد از مال خبيث انفاق نكنيد و احتمال مىرود كه مراد از خبيث حرام باشد نه غير مرغوب و مال منفور و شايد مراد بعضى از مالهاى حرامى باشد كه عرفا نيز غير مرغوب و حتى منفور است .
3 - مال مذكور در نظر مالكش محبوب باشد نه آنكه براى خلاصى از او آن را انفاق كند ، در قرآن مىخوانيم :
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
هرگز به خوبى نرسيد تا اينكه از چيزهاى دوست داشتنى خود انفاق كنيد .
4 - حفظ كرامت گيرنده رعايت شود زيرا بذل مقرون به منت نهادن و اذيت نمودن گيرنده بى اثر خواهد بود ، بلكه سخن نيكو و عفو نمودن بهتر از صدقهاى خواهد بود كه اذيت گيرنده را در پى داشته باشد .
قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً . . .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى
در آيه قبلى چنين آمده است : آنانيكه مالهاى شان را در راه خدا انفاق مىكنند و پس