علت تحقق جاه و شهرت اعتقاد مردم به صفت فرديست كه آن را بعنوان كمال قبول دارند مانند علم ، تقوى ، شجاعت ، ثروت ، جمال ، قدرت ، منصب و نظاير اينها كه موجب توجه و حتى خضوع و انقياد مردم مىشود .
انسان به حكم فطرت و سرشت خويش بذاتش علاقه داردلذا دوستدار هرچيزى است كه براى او مفيد بوده و مخالف هر چيزى است كه براى او مضر باشد ، بنابراين طبعاً دوستدار جاه و شهرت خودش است .
از نظر فقهى رضاى به حرام ، حرام است و محبت رياست و جاه و شهرت كه منتهى به مبغوض خداوند شود جايز نيست و اگر منتهى به مكروه شرعى شود مذموم است .
و اگر جاه و شهرت و تحصيل رياست براى حفظ دين و اجراى احكام اسلامى و يا دفع ضرر از مسلمان و يا كمك رسانيدن به آنان باشد . حب آن ممدوح و حتى طلب آن گاهى واجب مىشود يوسف صديق ( ع ) بزمامدار عصرش مىگويد : اجعلني علي خزائن الارض اني حفيظ عليم مرا بر خزانههاى زمين كشور خود سرپرست قرار بده همانا من نگهدارنده و دانايم . او بوسيله تعريف از خود مىخواهد دل حاكم را بدست آورد تا مسوليت و سرپرستى خزانه را از آن خود نمايد .
خلاصه جاه و رياست و شهرت از نظر حكم فقهى و اخلاقى تابع غايت مقصود است اگر غايت مقصود خوب بود طلب جاه و
روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٠١