تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

12 - حالات دل يا قلب

شبهه‌اى نيست كه آدمى بجز از بدن مادى جوهر نورانى ديگرى هم دارد كه بنام‌هاى نفس ، روح ، قلب ، جان و روان ناميده مىشود « 1 » . بر خلاف انكار ماديين ، آدميت آدمى و مركز كمالات و ترقى و تنزل او همان جوهر غير محسوس اوست ، چه مجرد باشد كه دلايل آن در كتاب‌هاى فلسفه ذكر شده و چه جسم لطيف كه جمعى از متكلمين به آن معتقدند . « 2 » چنان كه علم طب مربوط به بدن آدمى است علم اخلاق مربوط بروح او مىباشد ، گو اينكه تأثير و انتقال بعضى از حالات روح و بدن به يكديگر قابل انكار نيست .
هامش
( 1 ) - في الصحيح سال عبداللّه بن سنان الصادق ( ع ) : الملائكة افضل ام بنو آدم ؟ فقال : فقال امير المؤمنين ( ع ) ان اللّه ركب في الملائكة عقلا بلا شهوة و ركب في البهائم شهوة بلاعقل و ركب في بني آدم كلتيهما فمن غلب عقله شهوته فهو خير من الملائكة و من غلب شهوته عقله فهو شر من البهائم ( ص 164 ج 11 الوسائل ) على ( ع ) مىفرمايد : ملائكه عقل دارند و بهائم شهوت و اولاد آدم هم عقل دارد و هم شهوت اگر عقل او بر شهوتش غالب شد بهتر از ملائكه است و اگر شهوت او بر عقلش چيره شد شريرتر از بهائم است . ( 2 ) - تجرد نفس بر خلاف پندار بعضى از مفسرين و اهل معقول از قرآن مجيد استفاده نمىشود چنانچه جسمانيت آن نيز از قرآن استفاده نمىشود و بحث بايد روى دلايل عقلى استوار گردد و ادعاى اجماع بر نفى تجرد مضحك است ، به تفسير موضوعى نگارنده بنام ( فوايد دمشقى ) مراجعه شود .