آورده علم قدرت ميدهد ولى كيفيت استعمال آن را متضمن نيست ، و لذا اين قدرت در جوامعى كه دين ( قانون آسمانى ) وجود ندارد بر عليه انسانها به كار ميرود . « 1 »
تا همين چند سال قبل انگليسها چه بدبختىهائى كه بر ملل ضعيف وارد نمىآوردند : راستى وضع فلاكتبار هنديها و چينيها در زمان با بركت استعمار متمدن انگليسها ( ! ! ) يعنى تأسفآور و دل خراش است اگر تمام جنايتكاران قرون وسطى زنده مىشدند ديگر احساس خجالت نمىكردند زيرا آقايان قرن بيست تمام جنايتهاى آنها را تحتالشعاع جنايات خويش قرار داده بودند .
فرانسهى آزادىخواه ( ! ! ) يك ميليون مسلمان الجزايرى را به جرم اينكه آزادى خود و وطن خود را مىخواستند به شكل فجيعى كشت .
شوروى تمام اروپاى شرقى را تحت اسارت خود قرار داده و كشورهاى ديگرى را از قبيل تاجيكستان و ازبكستان و تركمنستان و غيره را در خود هضم نوده زمامداران چين اراده و اختيار ( 700 ) ميليون انسان را از آنها سلب نموده و هيچ كرامتى براى آنها قائل نيست و علاوه فتنه و فساد را در كشورهاى كوچك جهان توليد و
هامش
( 1 ) بر خلاف نظريهى بعضى از كوتاهنظران و مفرضان احتياج انسان بدين در قرن بيت نسبت به همهى قرون گذشته بيشتر است و هنوز شدت مىيابد و مطالعهى مطالب فوق واضحترين و قوىترين دليل مدعاى ما است .