ندارند ، اماميّه و معتزله و فلاسفه آن را غير ممكن و محال ميدانند ، اشاعره ( دستهاى از اهل سنت ) آن را ممكن و بلكه بووقع آن در قيامت معتقدند .
رؤيتى را كه دانشمندان اهل سنت عقيده دارند آن را براساس تجسم خداوند استوار نمىدانند و براى اينكه اين موضوع بطور درستى روشن گردد ، اينك كلام يكى از متكلّمين آنها را درين جا ذكر ميكنيم . « 1 »
گفتگوئى از براى منكرين رؤيت در جواز و صحت انكشاف كامل علمى نيست ( يعنى روز قيامت خداوند متعال كاملش معلوم انسان ها ميگردد ) و نه از براى مثبتين ( اهل سنت ) در محال بودن ارتسام صورت خداوند در چشم و يا اتصال شعاعى كه از چشم خارج مىشود بذات مقدسهى او ( يعنى ديدن متعارف و معمولى دربارهى خداوندى كه جسم و جسمانى نيست نزد اشاعره محال است ) مورد نزاع درين است كه ما مثلا وقتى خورشيد را به تعريف كردن ( بدون ديدن ) شناختيم اين شناخت تعريفى نوعى از معرفت است ، وقتى هم خورشيد را به چشم سر ، درك نوديم و چشم را بر هم گذاشتيم ( كه احساس منتفى شود ) نوعى ديگرى از معرفت براى ما حاصل مىشود كه قوىتر از نوع اول است ، وقتى چشم را باز نموده و خورشيد را نگاه كنيم ( در
هامش
( 1 ) ص 363 شرح تجريد قوشچى و به ص 95 ج 3 مواقف سيد شريف نيز رجوع شود .