حدود رسالت حضرت عيسى ( ع )
« إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرائِيلَ »
( الزخرف : 59 ) ؛ از اين آيه پيدا است كه رسالت عيسى مانند رسالت موسى عليهماالسلام متوجه بنى اسرائيل و هدايت آنان بوده است .
و چون هر دو پيامبر بزرگوار از انبياى اولى العزم بوده اند ، بنابراين معناى ولايت عزمى بعثت به سوى همه بشر روى زمين نيست ، بعضى حضرت نوح را مبعوث به سوى همه انسانها مى دانند كه دليل شان قوى نيست .
حضرت ابراهيم ( ع ) ممكن است در اواخر عمر شريفش كه از امتحان ها تا اقدام به ذبح پسر عزيزش كامياب و سربلند در آمد بسوى همه مردم مبعوث شده باشد
« فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً »
ولى مشكل است در آن زمان از كلمهى « الناس » همه مردم روى زمين را بفهميم به علاوه مفهوم امامت پس از نبوت و رسالت و رسيدن به ولايت عزمى ، نيز چندان روشن نيست والله العالم .
قدر متيقن از آيات قرآن اينكه پيامبر خاتم النبيين براى هدايت همه بشر روى زمين ( عرضى ) و تا روز قيامت ( طولى ) مبعوث شده اند و كفى بهذا فخراً و كرامة و عزاً و شرفاً صلى الله عليه و على اهله .
عيسى نشانه علم به قيامت
« وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ . . »
( الزخرف : 61 ) ؛ گفته شده است حضرت عيسى به دو جهت موجب علم به قيامت مىشود : يكى اينكه بدون پدر به دنيا آمد و دوم اينكه مرده را به إذن خداوند زنده مى كرد ، قيامت همچنين است كه مرده ها زنده مى شوند و عمده وجه دوم است .