چون استعمال كلمهى اميد
( لَعَلَّكُمْ )
درباره خداوند صحيح نيست اميد قائم به مخاطب است نه به خود خداوند . « 1 »
اين مفسر از اين نظر خود كه قرآن را داراى دو كينونت اجمالى و تفصيلى دانسته و به آيهى 20 مباركه سوره هود نيز بر آن استدلال نموده
« كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ »
( هود : 1 ) ؛ در مورد قول مشهور كه قرآن دو نزول داشته يكى در شب قدر در آسمانى و دومى در ظرف 23 سال توسط جبرئيل بر قلب نازنين و مقدس رسول اكرم ( ص ) نيز از همين جا استفاده برده است و نزول اول را به همان كينونت اولى تفسير نموده است « 2 » به نظر اينجانب نظريه مذكور تصوير روشنى ندارد و لذا قابل تصديق نيست همين قرآن عربى در امالكتاب بوده و بايد به شكل نوشته باشد و نوشته بدون حروف و كلمات وضعى نمىشود و بايد به يك لغتى از لغات باشد كه قهراً عربى بوده است . و آنچه كه مؤلف در اين مورد صحبت كرده كه مقدارى از آن اينجا نقل شد ، مربوط به عمليه ذهنى خود اوست و نسبت آن به دلالت آيات قرآن مشكل است .
و نيز مسأله دو نزول قرآن اشكالات زيادى دارد و نگارنده نظر خود را در كتب ديگرش بيان كرده كه قرآن يك نزول دارد كه در ظرف 23 سال ادامه يافته و شب قدر اول نزول تدريجى قرآن به زمين و بر روح آن حضرت ( ص ) بوده است . والله العالم .
هامش
( 1 ) - راغب در مفردات مىگويد : لعل به معناى طمع و اشفاق است . . . در بسيارى از موارد به حرف ( كى ) تفسير شده است و گفتهاند كه طمع و اشفاق براى خداوند امكان ندارد . او مىگويد : لعل اگر چه طمع است ؛ ولى گاهى براى طمع مخاطب و گاهى براى طمع غير او مىآيد ؛ مانند( لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى )براى طمع موسى است به ايمان فرعون و معناى لعل در آيه و لعل باخغ نفسك اين است كه مردم گمان مىبرند كه تو خود را به هلاكت مىاندازى .
( 2 ) - به تفسير الميزان سوره دخان مراجعه شود .