چه از حفظ و چه از روى خط ، سجده واجب مىشود :
در جزء 21 قرآن :
« إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ »
( السجدة : 15 ) ؛
- 1 در جزء 24 قرآن :
« وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ »
( فصلت : 37 ) ؛
- 2 در جزء 27 قرآن :
« فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَ اعْبُدُوا »
( النجم : 62 ؛ )
- 3 در جزء سىام قرآن :
« كَلَّا لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ »
( العلق : 19 ) .
بحثى در مورد آيات فوق
سجده بر چند قسم است و حقيقت آن ماندن پيشانى بر زمين و فرش و غيره است ؛
اول : سجده براى غير خدا به قصد ربوبيت او كه موجب شرك ساجد مىگردد .
دوم : سجده براى غير خدا نه با قصد الوهيت و ربوبيت ؛ بلكه براى تعظيم طرف سجده كند .
سوم : سجده براى احترام مخلوقى ؛ مانند آدم و يوسف ( عليهما السلام ) به امر خداوند ؛ توضيح اين كه : قسم اخير جايز است و هيچ موجبى ندارد كه آيهى آن را تأويل ببريم و بگوييم كهآدم و يوسف قبله بوده و مسجودله خداوند بوده است ، ظاهر قرآن اين است كه ملائكه براى حضرت آدم به دستور خداوند مكلف به سجده شدند و شيطان كه از روى تكبر و اين كه او از آتش آفريده شده و آدم از خاك ؛ « 1 » پس او بهتر از آدم است ، از سجد كردن آدم
هامش
( 1 ) - معلوم مىشود شيطان رغم كثرت عبادت خود با ملائكه در آسمان از تعقل كمى بر خور دار بوده و نفهميده كه حقيقت آدم ، خاك نيست ؛ بلكه روح مجرد با استعداد اوست ؛ بلكه او به حسب ظاهر حقيقت خود را نيز نشناخته كه