همه مطلب را فهميدهاند و بهانه جويى نكردهاند و اين آقاى سروش است كه از موارد جزئى براى اهداف بزرگ خود استفاده سوء مىنمايد .
« وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ »
( روم : 20 ) ،
« إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ »
( آل عمران : 59 ) ، «
فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ »
( حج : 5 ) . آيات متعدد اين معنا را تاكيد مىكند ، حيرتم از چشم بندى خدا كه آقاى سروش آيات را مانند همفكران قديمى خود اسطوره مىداند و اساطير در چندين آيه از زبان منكرين نقل شده است كه در قرن بيست يكم دوباره تجديد مىشود .
بى نظمىاى را كه در آيات پايانى سوره مايده ديده كه صحبت با عيسى از ماضى به آينده رفته معلول ذهن آشفته اوست ، كلمه « قال » در اول آيه 116 مايده به معناى مضارع است كه مانند اول آيه 118 است كه صريح است كه قال به معناى يقول است .
و او ظاهرا از روى تعمد خردهگيرى مىكند . چون اين موضوع در كتب ابتدايى صرف بيان شده است و خردهگيرى بر آن نوعى است .
خلقت آسمان و زمين
ايراد ديگرى در زبان مفسرين آمده است كه آيات سوره فصلت مىرساند كه آسمانها پس از زمين خلق شدهاند در حالى كه در آيه سىام نازعات آمده است كه :
« وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها » .
قضاوت آقاى سروش از پيش آمده است كه زبان قرآن رؤيايى و در خواب بوده است .
جواب واقعى : از آيات 9 و 10 و 11 سوره فصلت دانسته مىشود كه اولا به آسمان و بعد از آن به زمين توجه شده و هردو براى خلقت جديد كامل خود آمادگى پيدا كردهاند ، خلقت و يا تغيير جديد آسمانها ، در حالى كه دود ( احتمالا گاز ) بوده به هفت آسمان تقسيم شده