تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
مىكند كه آن را به پندار باطل خود وسيله ابطال فقه قرار دهد ، همه حرفهاى او ضد اصول دين و فروع دين و اخلاق اسلامى و فقه اسلامى است ، تا از اين راه بتواند حقوق غربى را جايگزين قرآن مىسازد . ولى خداوند تمام كننده نور خود است و زحمت‌هاى مخالفين قبر و قيامت خود مخالفين و پيروان آنان را بسيار سنگين خواهد كرد
« وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ » .
از همه صحبت‌هاى او بدست مىآيد كه خود او به شريعت هيچ التزامى نداشته است . او چرا اين گونه فقه را توهين مىكند ؟ او زرنگ است ، مىداند كه حمله بر فقه و حلال و حرام ، پيروان بيشترى را به گرد او جمع مىكند ، چون اباحه گرى را بسيارى از مردم عوام و جوانان خام دوست دارند . اين حمله آقاى سروش را بخوانيد كه شدت بغض و كينه او را با شريعت جامع اسلام بدانيد كه ظاهرا اين گونه دشمنى علنى از خصوصيات منحصر به فرد ايشان در طول تاريخ ملحدين است : فربهى ( توسعه كمى و كيفى ) فقه نه تنها لاغرى دين ، بل عين دشمنى با آن است ( ! ) و مكتب و مكسبى است كه مخالف مراد مؤسس دين ( ! ! ) . آقاى سروش شما را به انسانيت شما قسم ، دل شما براى دينى كه يك خواب آلود آن را در خواب ديده و به عقيده شما مجرد رؤيا است مىسوزد ؟ اگر مىسوزد بسيار مرتجع و خرافه گرا هستيد ! و اگر نمى سوزد - كه نمى سوزد - اين شعار شما بهترين شعار عليه دين است به شما شاد باش مىگوييم ! . به هر حال شما نه اصول دين و نه معارف آن را و نه اخلاق آن را و نه فقه آن را قبول داريد و همه را رؤيا مىدانيد ( بى واقعيت ) بعد زرنگى مىكنيد و غافلان را مىفريبيد و فقه اسلامى را به وسيله اخلاق اسلامى و دشمنى با دين ، از ميدان بيرون مىكنيد
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 394 | الشيخ محمد آصف المحسني