تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
خلق به معناى مصدرى گاهى در ابداع ( نوآفرينى ) بدون ريشه‌اى استعمال مىشود ؛ مانند خلق السموات و الارض « 1 » و قرينه‌ى آن ، آيه‌ى 117 بقره است :
« بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . »
( البقرة : 117 ) ؛ و گاهى در ايجاد شىء از شى ديگر استعمال مىشود ؛ مانند
« خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ »
خلق ابداعى ؛ مانند انفجار كبير يا ايجاد ماده و يا ايجاد ارواح مجرده مخصوص به واجب الوجود است ، خلق به استحاله نيز غالباً از قدرت غير خدا بيرون است .
« أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ ، أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ ، نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ . . . »
( الواقعة : 59 ، 59 ، 60 ) ؛ خلق به استحاله گاهى به غير خدا نسبت داده مىشود كه به عيسى مى فرمايد :
« وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي . . . »
( المائدة : 110 ) ؛ به قول راغب در مفردات : « خَلِقَ » و « خُلِقَ » 0 ( اولى به فتحه و دومى به ضمه ) اصلا يكى هستند ؛ مانند « شَرب » و « شُرب » و « صَرم » و « صُرم » ؛ لكن خلق به « فتحه » مخصوص به ديدنى هاى به چشم است . و دومى به سجايا و صور به بصيرت است ؛
« وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
( القلم : 4 ) ؛ ولى ظاهراً اين دو لفظ ، با دو معنى هستند : اولى به معناى ايجاد و تقدير ، دومى به معناى طبيعت و سجيه . سؤال عمده اين است كه چگونه خداوند موت و حيات را آفريده است ؟ حيات زندگى از تعلق روح به بدن پيدا مىشود و حال در بدن است . و خلق حيات به خلق روح و ارتباط تدبيرى او به بدن است كه فعل خداوند مىباشد . موت نقيض حيات است كه جدايى روح از بدن است و امر عدمى قابل خلقت نيست . گاهى توهم مىشود كه مردن به معناى انتقال روح از بدن عنصرى به برزخ است و يا توفى
هامش
( 1 ) - بنا بر نظريات امروزى آسمانها از گاز ( دخان ) يا انرژى كه از انفجار بزرگ به وجود آمده آفريده شده .
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 260 | الشيخ محمد آصف المحسني