كارى كه مناسب شأن صحابه نبود
مى گويند روز جمعهى كه مسلمانان پشت سر آن حضرت ( ص ) نماز جمعه مى خواندند و يا خطبه هاى جمعه را گوش مى دادند ، قافله تجارتى از شام وارد مدينه شد كه طبل هم مى زدند ، هدف اين طبل - با اين كه سرگرمى براى جمعى به حساب مى آمد - اعلام وصول قافله به مردم مدينه بود كه براى خريد اجناس و كالاى آنان بيايند .
صحابه كه در مسجد بود صداى طبل به گوش شان رسيد و يك يك از مسجد به سوى قافله رفتند و نماز واجب عينى و تعيينى جمعه و استماع صحبت هاى پيامبر بزرگوار اسلام را ترك كردند ، و تا جمعى در مسجد باقى ماندند ! ! اين آيه در مذمت آنان نازل شد :
« وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ » .
( سوره جمعه ، آيه 11 ) . وقتى تجارت يا لهو را ببينند به سوى آن مى روند و تو را در حال نماز يا خطبه ايستاده مى گذارند ( به آنان ) بگوى آنچه نزد خداوند مى باشد ، بهتر از لهو و از تجارت است و خداوند بهترين روزى رسان ها است .
تفسير سوره منافقين « 1 »
« إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ . . . »
( المنافقون : 1 ) ؛ ظاهراً قسمتى از منافقين مدينه ، خدمت حضرت رسول اكرم ( ص ) مشرف و به دروغ شهادت به رسالت آن حضرت دادهاند ، خداوند مىفرمايد : من هم به واقعيت رسالت تو شهادت مىدهم ؛ ولى من شهادت مىدهم كه منافقين دروغ
هامش
( 1 ) - نفق ، به سكون وسط به معناى پيشروى مىباشد و به فتح وسط ، به معنى نقبهاى زير زمين است . منافق كسى است كه راه پنهان براى خود برگزيده و در اصطلاح قرآن ، منافق فرد بى ايمان ؛ ولى با ادعاى ايمان و يا اسلام . اين سوره مدنى و داراى 11 آيه مىباشد .