تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
خود مكلفين براى خود با اختيار خود ايجاد مىكند ، جلوگيرى لازم نيست ؛ ولى از آيه‌ى مباكه :
« وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً . . . »
( الأنفال : 25 ) به دست مىآيد كه مفاسد ستم ستمكاران كه به غير ظالمين مىرسد تكويناً جلو گيرى نمىشود و به جامعه‌ى إنسانى ( تشريعاً ) دستور مىدهد از فتنه مذكور بپرهيزند و از آن جلو گيرى نمايند . جواب آن اين است كه تكليف آدمى براى تكامل اوست و تكامل در فرضى ميسور است كه به اراده و اختيار و آزادى خود اطاعت و معصيت را انتخاب كند و چيزى بر او تحميل نشود و اگر اراده خدا از معصيت عاجزش سازد ، تكليف مذكور بىخاصيت مىشود :
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ »
( الأنفال : 42 ) ، دقت شود . ثانيا ؛ سؤال مىشود كه شرور طبيعى بيرون از تأثير اختيارى مكلفين است ، چرا جلو آن از مكلفين گرفته نمىشود ؛ بلكه اين شرور بين صالحين و فاسقين و بالغين و اطفال و پيران فرسوده فرقى نمىگذارد ؛ بلكه انبياء و اولياء و صلحاء بيشتر گرفتار اين شروراند ، تا كفار و فساق و ظالمان و متكبران و مفسدان ؟ وحتى اين بلاها ، شامل حيوانات هم مىشود ؟ جواب اجمالى آنچه كه عقول ما از قرآن و از عينيت‌هاى خارجى به دست آورده اين است كه اراده تكوينى خداوند بر اين رفته كه قانون عليت هرگز تخصيص نخورد و اسباب در مسببات خود تأثير كند ، و در فرض تزاحم اسباب ، مسبب قوىتر بر قوى ، و سبب قوى بر ضعيف ، مقدم شود . ممكن است در ذهن بعضى از مطالعه كنندگان ، خطور كند كه در مورد معجزات انبياء و اولياء قانون عليت و سببيت مورد استثناء قرار گرفته است ؛ مثلا نوح و همراهان او به وسيله‌ى كشتى اى كه از پيش ساخته بودند ، نجات يافتند و ابراهيم ( ع ) از ميان آتش سالم بيرون شد و وزير سليمان تخت بلقيس را از شهر ديگر به يك چشم بهم زدن براى او در پايتخت كشور