و به عبارت علمى بيعت زير درخت ( چه به غرض عدم فرار بوده باشد و چه به غرض مقاومت تا پاى جان ) آيا حيثيت تعليلى است يا جهت تقييدى كه در فلسفه از اين دو حيثيت و جهت بحث شده است و حيثيت سوم ( حيثيت مطلقه ) است و بعضى از نويسندگان كتابى در اين مورد تأليف كرده است .
مىشود از آيه مباركه :
« فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً »
( الفتح : 10 ) ؛ جهت تقييديه را بفهميم ( دقت كنيد ) كه بيعت و وفاى به آن مراد است . « 1 »
به علاوه كه ما در كلام ثابت كرده ايم كه رضا و كراهت هرچند در مورد إنسان صفت نفسانى است ولى خداوند نفس ندارد پس صفات نفسانى در حق او ممتنع مىباشد .
يك سؤال مى ماند كه معناى رضا و كراهت در مورد خدا به چه معنى است در بعضى از روايات شيعه آمده است كه رضاى خدا ثواب اوست و طبعاً كراهت و غضب او به معناى عقاب اوست . ولى سند اين روايت معتبر نيست و بايد در تفسير آن توقف نمود . لكن بودن رضا و كراهت از صفات فعلى خداوند بى اشكال است و از خود آيات قرآن هم بدست مى آيد .
صدق خواب پيامبر
« لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ . . »
( الفتح : 27 ) ؛ خواب آن
هامش
( 1 ) - و مثل آيهى فوق آيهى 55 سوره نور است :« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ . . .وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ »( النور : 55 ) ؛