مىگرداند و به قول جمعى او فعلًا در يكى از كرات آسمانى زندگانى دارد و دوباره در موقع ظهور مهدى صاحب زمان عجل الله فرجه به زمين مىآيد و به او در نماز اقتداء مىكند .
من مقدار كمى از حافظه خود از چند پيامبر ياد آورى كردم گاهى دلم خاشع شد و گاهى طمع ام زياد شد و چشمم از لطف خدا و روحانيت اين سرداران الهى بر انسانها ، اشك ريخت . خدايا هم لطف خود و هم مقدارى از روحانيت اين پيامبران و پيامبر خاتم خود را ( صلى الله عليه و على اهله و على جميع الأنبياء المكرمين ) شامل اين بنده ناچيز و فقير و فاميل او و همه اموات و احياى مؤمنين و مؤمنات بگردان و همه علماى جيد و متدين و اين طالب علم كوچك را نيز براى عمل به دستورات خود و براى خدمت به دين خود و براى خدمت به مسلمانان و بندگان مؤمن خود توفيق ارزانى بفرما .
ان شاالله در محل ديگر از انبياى ديگر هم ياد آورى مىكنم كه خيلى لذّت روحانى دارد .
سالكى را گفت آن پير كهن * چند از مردان حق گويى سخن ؟
گفت خوش آيد زبان را برد و ام * تا بگويم ذكر ايشان را مدام
گر نيم زيشان ، ز ايشان گفته ام * خوشدلم كين قصه از جان سفته ام .
حالا برگرديم به صاحب عنوان اين بحث داود و سليمان كه ظاهراً قبلًا نيز از آنان يادى كردهام .
« وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا
« 1 »
يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ ، أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ »
سبإ : 10 و 11 ؛ محققاً ما به داود فضل ( زيادتى بزرگى ) عطا كرديم ( دستور تكوينى داديم ) اى كوهها و پرندگان با داود ( موقع قرائت زبور و يا موقع مناجات و دعا ) هم آواز شويد و آهن را براى او ( كه ساختن زره ها
هامش
( 1 ) - سربافتن اشياى محكم مانند آهن و سنگ .