آيه سابق به آن اشاره فرموده است ؛ اين است كه روح آدمى در موقع بيدارى تصميم دارد در ساعت معين براى عملى بيدار شود غالبا بيدار مىشود و گاهى طفل از گرسنگى يا خيس شدن از بول و ساير عوامل گريه مىكند پدر از خواب نمى پرد ؛ ولى مادر كه خود را مسؤل نگهدارى طفل مىداند فورا بيدارى مىشود .
روح در موقع خواب كجا مىرود ؟ جواب آن را در احاديث وارد در بحار الانوار و غير آن به دست آوريد .
أبدان در موقع خواب غالبا حركات غير اختيارى دارند كه كميت و كيفيت مختلفى دارند ؛ ولى بعضى أبدان حركات غير عادى دارند ؛ مثلا خوابيدهاى شب از منزل خود بيرون مىرود و در خانه يكى از اقارب خود رفته و آن جا مىخوابد صبح بيدار مىشود و از بودن آنجا تعجب مىكند و گاهى عجيبتر نقل شده است كه : او لحاف خواب را كه با خود برده به آن خانه گذاشته و خودش دوباره به خانه خود آمده و خوابيده و صبح از گم شدن لحافش متعجب مانده تا بعدا معلوم شده كه لحاف در خانه فلانى پيدا شده است .
يك خواب عجيب
احتمالا پدر مرحوم من ، حكايت كرد كه يك روز نامه نوشته بوده كه مردى كارمند در امريكا روزى نزد رئيس خود مىرود و شكايت مىكند شبها كسى در دفتر كار او مىآيد و باقى مانده كار او را مىنويسد ! كى اين كار را مىكند او اضافه مىكند عجيبتر اين كه اين فرد مجهول در نوشتههاى خود هيچ اشتباه و يا خراب كارى ندارد و همه كار هاى او درست است . و گويا اين شكايت چند مرتبه تكرار مىشود ، رئيس نگهبان شب را مىخواهد كه شبها چه كسى به اتاق اين كارمند مىرود ؟ او جواب مىگويد : كسى نمىآيد خودش مىآيد و كار مىكند ! كارمند اين گفته را شديدا انكار مىكند و رئيس اداره مجبور مىشود شب خودش نگهبانى كند تا معماحل شود ، نيمههاى شب مىبيند خود كارمند آمد و پشت ميز