خواب ، دو نفر زندانى به حقيقت پيوست كه قرآن آن را بيان فرموده است و خواب ابراهيم نيز حق و وحى بود كه در موقع ذبح اسماعيل توسط ارسال گوسفند از آن جلو گيرى به عمل آمد :
« وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ . . . »
الروم : 23 ؛ و از نشانههاى ( قدرت و حكمت ) او خواب شما و طلب شما از فضل او به شب و روز است در اين خوابيدن شب و كار كردن در روز و طلب رزق و تأمين حوايج از فضل حق آياتى براى مردمى است كه گوش شنوا دارند .
يك آيه ، نشانهى حكمت و علم إلهى ، خواب است حقيقت خواب به يك مرتبه براى دانشمندان موحد و متدين پيدا است كه از قرآن مجيد به دست آوردهاند :
« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى . . . »
الزمر : 42 ؛ خداوند جانها ( نفسها و روحها ) را در لحظه موت آنها « 1 » و جانهايى كه در خواب خود نه مردهاند قبض مىكند سپس نگه مىدارد نفسى را كه بر او حكم موت شده و ديگرى را ( كه در خواب نمرده ) او را ( به سوى بدنش ) مىفرستد تا مدت معين .
مستفاد از ظاهر كلمهى « توفى » اين است كه خداوند روح آدمى را در خواب و مرگ بهطوركامل ( به وسيله فرشته موت و سر پرست آنان عزراييل ) مىگيرد منتهى در فرض موت ، روح به عالم برزخ با بدن برزخى او منتقل مىگردد و علاقه تدبيرى او با بدن كاملا قطع مىگردد ؛ ولى در فرض خواب ارتباط خفيف روح با بدن با قى مىماند كه نتيجهى آن حركت قلب و جريان خون و تبديل غذا به خون و دستگاه تنفس و قسمتى از مغز سر ، به فعاليت خود ادامه مىدهند .
از شواهدى كه واقعيت خواب با حفظ عامل مادى او تا حدود زيادى روحانى است كه
هامش
( 1 ) - مرگ هم سبب طبيعى دارد و هم سبب عقلى ؛ ولى گاهى سبب فاعلى تنها دارد ؛ مانند خود كشى كه سبب مادى آن نيز اختيارى خود آدمى است و ممكن است مرگ تنها به سر آمد اجل باشد و سبب طبيعى و مادى نداشته باشد . اسباب طبيعى و عقلى موت در كتاب روح و ج 4 / صراط الحق مذكور است .