خود معرفى كرده باشد ، چون وحى خداوند را فرشته مىآورده است .
بلى اشتباه آنان در اين بوده كه فساد عقل را از جن مى دانسته اند و ديوانه را به نام جن زده ياد مىكردهاند ، كه عرب ها از همين مفهوم استعمال كردهاند و تا امروز در فارسى و عربى ديوانه را " مجنون " مى گويند ، هرچند در فارسى به بى عقل " ديوانه " گفته مىشود و در عربى عراق امروزه به او " شماعى " « 1 » و " مخبل " هم مى گويند .
بلى استعمال لفظ مجنون در ديوانه از نظر واقعى درست نيست .
يك مطلب مهم
از آيه 23 تا آيه 54 اين سوره كه تاريخ حضرت نوح تا حضرت موسى و عيسى و ساير انبياء ( عليهم السلام ) و امتهاى آنان به طور بسيار مختصر ذكر شده ، به دست مىآيد كه غالب افراد نوع انسانى از دستورات انبيايى كه براى هدايت آنان ارسال شده اند ، هيچ پيروى نكردهاند ؛ حتى طوفان بزرگ حضرت نوح و غرق همه كفار حتى فرزند نوح ( ع ) هيچ نفعى براى مردم حتى امت هاى پيامبرانى كه بعد از نوح آمده اند ، و حتى پيامبرى كه بلافاصله از نوح آمده ( آيه 32 ، احتمالا ثمود و پيامبر شان صالح ( ع ) ) تا چه رسد به ساير انبياء . و آيه 44 مىگويد كفار همه انبياء ر ا تكذيب كردند و به اراده خود دين الهى را رد كردهاندو آنان را به اندازه قدرت خود ناراحت نموده اند .
فرد انديشمند مى داندكه ايمان و عبادت و اطاعت خدا ، علت اولى خلق و آفرينش اين نوع نبوده ، بلكه علت ثانوى بوده و گرنه خلقت كفار و منكرين و قاصرين لغو و بيهوده بوده .
هامش
( 1 ) - يادم نيست كه شماعى مى گفتند ، يا شمائى .