قدر متيقّن تخاطبى اكتفاء مىكند .
احتمالًا اين ايراد به نظر بسيارى از صاحب نظران مىرسد كه حس شهادت مىدهد كه همه احكام فقهى در قرآن بيان نشده و حتى فروعات عقايد بلكه پارهاى از اصول آن مانند عينيت صفات با ذات مقدسه واجب الوجود نيز در قرآن وجود ندارد و مطالبى خارج از هدايت و رحمت و بشارت نيز ذكر شده است و ممكن است بگوييم كه وجوب اطاعت و فرمانبرى از رسول و اولى الأمر ، بيان اجمالى احكام فقهى و فروع اعتقادى و غيره كه از آن حضرت ( ص ) و ائمه ( ع ) صادر شده ، به حساب آيد والله العالم .
آوردن معبودهاى دروغين در قيامت
معبودين دروغين دو دسته اند : جان داران ، مانند فرشتهها و جنها و فرعون و غيره و بىجانها ، مانند بتهاى فلزى و سنگى و چوبى و كاغذى و غيره . ظاهر آيه مباركه
« وَ إِذا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكاءَهُمْ قالُوا رَبَّنا هؤُلاءِ شُرَكاؤُنَا . . . »
( النحل : 86 ) ؛ مىرساند كه همه معبودين مشركين در روز قيامت محشور مىشوند . در آيه ( 98 سوره انبياء ) آمده است :
« إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ »
( الأنبياء : 98 ) ؛ شما و آنچه را كه عبادت مىكنيد آتشگيرهء دوزخ هستيد . بلى معبودهاى جاندارى كه بدون رضاى شان مورد عبادت قرار گرفتهاند به جهنم نمىروند ، و مسئوليتى ندارند . بعيد نيست كه در آيه اول لفظ ( شركاء ) انصراف به عقلاء داشته باشد و در آيه دوم حرف ( ما ) انصراف به بتهاى بىجان . و نيز بسيار بعيد است كه ميليون معبود بىجان را از كره زمين به كره دوزخ بيندازند و بعيد نيست كه نمونه آنها و يا يك يك نمونه آن بتها را به دوزخ بيندازند كه غرض به همين مقدار حاصل مىشود نه اين كه تمام افراد آن نمونهها را به محشر بياورند .