سكون او مرگ آور است و لذا جمعى آن را به عقل و جمعى آن را به روح تأويل بردهاند . آيه هرچند صراحتى در ادراك ندارد ولى آيات ديگر چنين صراحت يا ظهورى قوىاى دارد و بحث آن طولانى بوده و در كتب ديگر نگارنده مذكور است و هنوز فهم آن محتاج به پيشرفت علوم است و تأويل جمعى از نظر اعتبار بى دليل و از نظر شرعى نا جايز است .
3 - مطلب عمده ، آيا روح جنين در رحم مادر داراى هيچ علمى نيست و تنها در موقع ولادت استعداد قريب درك معلومات فطرى و ضرورى و استعداد بعيد علوم نظرى را دارد .
يك نظر اين است كه نوزادان در تمام دوران حضور در رحم مادر ، درحالت بىحسى و بىهوشى بسر مىبرند ؛ زيرا هم مغز خود جنين و هم آنچه كه جفت جنين را به وجود مىآورد ، هورمونهاى بسيار قوى خواب آور توليد مىكنند .
از جمله اين هورمونها ، ماده عصبى - استروئيدى - بيهوش كننده موسوم به « پرگنانولون » است ، اين نظر بوسيله مار يافتيز جرالداز نيورستى كالج دانشگاه لندن مورد تأييد قرار گرفته است . او مى گويد به علّت وجود مقادير زياد مواد شيميايى سركوب كننده سلولهاى عصبى بيدار بودن يا هوشيار بودن جنين در تمام دوران شكلگيرى آن در رحم نا محتمل است . و همين نظريه مطابق ظاهر آيه معنون بحث ما است .
نظر ديگرى مىگويد حساسيت جنين طى سه ماه آخر دوران حاملهگى به اوج مىرسد و براى پذيرش هر گونه احساس منفى يا مثبت آمادگى دارد ، در اين دوره است كه ترسها و هيجانات و ناراحتى هاى مادر از طريق دستگاه گردش خون به جنين منتقل و آثار آنها در روح او نقش مى بندد و سالها پس از تولّد بچه را متأثر مىگرداند بچههايى كه شبها در بستر خواب ، بول مىكنند از اثر ناراحتيهاى مادر شان در دوران حمل است . دكتر « كروز » مى گويد بچه در دوره جنين نه يك تكه گوشت جاندار ؛ بلكه شخصيت كاملى است كه خوب
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 332
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٣٢