تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
و حتى حبس و قتل بين خود پرداختند « 1 » و چون از نگاه روانى از اول عمر گرفتار حقارت بودند و احساس پستى مىكردند شرارت شان بالا گرفت و فكر مىكردند به وسيلهء كشتن و اذيت و زندان و تهديد مىتوانند مردم مسلمان كشور را وادار به تسليم به كمونيزم شوروى نمايند . كمونيست‌ها گاهى مغرورانه براى مزدوران خود إلقا مىكردند چند سال بعد همه مجبورند تسليم ما بشوند . مسلمانان افغانستان چيزهاى زيادى از بدبختى مسلمانان آسياىميانهء و مركزى شنيده بودند و از طرز خرام كمونيست‌هاى افغانى همه چيز را فهميدند و بدون فوت وقت با چوب و چماق و كارد و تفنگهاىكهنه با پاهاى برهنه و شكمهاىگرسنه قيام كردند .
شرح اين هجران و اين سوز جگر * اين زمان بگذار تا وقت ديگر .
من در قندهار بودم و همه كارم تدريس محصّلين و تأليف كتاب و إقامه جماعت و جواب مسايل دينى مردم و پول گرفتن از جمعى و دادن آنها به مستحقين بود ، كارى كه براى اهل علم دينى در همه جا قابل پيش بينى است . در بين تأليفات من چند كتاب به فارسى بود كه با زحمت در كابل چاپ شده بود و گويا مطبعه دولتى كابل جرئتى به خرج داده بود كه دو سه كتابى را از يك صاحب نظر دينى آن هم شيعه چاپ كرده است ، كه از عقايد دينى و اقتصاد اسلامى و فوايد دين در اجتماع صحبت كرده است . و كمونيزم را در بُعد فلسفى و اقتصادى رد كرده است . پيام تهديد كمونيست‌ها در روزهاى اول قدرت شان به من رسيد و من تصميم به هجرت گرفتم و با كمال نا باورى از لطف خدا پاسپورت براى زيارت حج مهيا شد وقتى طياره ما از ميدان هوايى قندهار پرواز كرد ، مزدوران رژيم خبر شدند و خواستند طياره را
هامش
( 1 ) - تره‌كى قهرمان آسيا و نابغه شرق و معلم خلقها ( كه بىسواد بود ) اولين قربانىاى بود كه با ذلّت كشته شد و سپس حفيظ الله امين و جمعى از سران آنان با كمال بد بختى و پستى راهسپار ديار عدم شدند . داستان ببرك و نابودى ذلّت بار او را همه مىدانند .