موضوعه مخلوق خود كه براى زندگانى خود وضع كردهاند نمىشود « 1 » .
بحث اساسى و بنيادى اينجا است كه : آيا خداوند در قرآن مجيد احكام عقل عملى را امضاء فرموده است يانه ؟ در صورت اول آيا آن را در خصوص دنيا پذيرفته و يا در دنيا و آخرت ؟ بايد جواب نهايى را از قرآن گرفت :
« وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ »
( النحل : 118 ) ؛ و ما بر آنان ستم نكردهايم لكن خود شان بودند كه بر خود ستم مىكردند . امثال اين گونه آيات در قرآن متعدد است ، و در جايى مىفرمايد :
« إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ . . »
( النساء : 40 ) ؛ خداوند به مقدار ذرهاى ستم نمىكند . و مىفرمايد :
« وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً »
( الكهف : 49 ) ؛ اين آيه در خصوص عذاب آخرت است . كه مىفرمايد : عمل دنيا را در آخرت حاضر مىيابند و پروردگار تو به كسى ستم نمىكند . و نيز مىفرمايد :
« وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً . . »
( الأنبياء : 47 ) .
به هرحال هر كسى آيات نازله مشتمله بر ظلم و قسط و غيره را مطالعه كند ، شكى براى او نمىماند كه مراد خداوند از ظلم منفى از خود در دنيا و آخرت بر بندگان همين ظلمى است كه ما مىفهميم و موازين قسط و عدل مصطلح جمعى از علماى حكمت نيست ؛ بلكه معناى عرفى آن است .
نتيجه اين كه : عقل عملى را خداوند در دنيا و عقبى قبول دارد و بر همين مبنى بابندگان خود معامله مىكند و شكى نيست كه عقاب دوزخ حتى ايذاء صوتى بدون معصيت إختيارى ظلم است و خداوند عادل از آن ، مبرا است .
بلى در مورد خلود عذاب بحثى است كه تفصيل آن در كتاب معاد مطبوعه كه طبع دوم آن بنام جزء چهارم صراط الحق صورت گرفته ، ذكر شده است .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد . به نهاية الدراية فى شرح كفاية الاصول در بحث اوامر و به موضوع جبر و إختيار كه نظر شيخ محمد حسين اصفهانى ( ره ) را هم بدانيد . و به تفسير الميزان سيد طباطبايى نيز مراجعه شود .