تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
6 - استرحام اخروى مانند إستغفار ظاهراً جايز نيست ولى دعا براى هدايت كافر و إيمان آوردن او ضرر ندارد ؛ بلكه ارشاد كافر واجب است و نيز دعا كردن براى دنياى او اشكالى ندارد . والله العالم . 7 - از آيات متقدمه خصوصاً از آيات 42 ، 43 ، 44 و 45 سوره مريم كه ما آنها را در اين كتاب نقل نكرديم بطور قطعى فهميده مىشود كه آزر پدر گفته يا عموى ابراهيم بت پرست بوده و نصيحت هاى مكرّر ابراهيم را قبول نكرده وقتى ابراهيم را به سنگسار كردن تهديد نموده پس چرا ابراهيم براى او إستغفار كرده هرچند إستغفار معلق ؟ جواب اين است كه آزر پس از تهديد ابراهيم به سنگسار و رجم ، احتمالًا از سر سختى خود پشيمان شده و به ابراهيم گفت مدتى از من دور شو
« وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا »
ابراهيم از همين كلام او در إيمان آوردن او به طمع افتاد و گفت :
قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا
( مريم : 47 ) سلام بر تو من به زودى براى تو إستغفار مىكنم كه به وعده خود وفا كرد ولى آزر مسلمان نشد و ابراهيم از او دور شد و برائت جست . 8 - تنها يك آيه باقى ماند كه بايد در آن تأمّل شود و آن آيه 86 سوره شعراء است :
« وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ »
( الشعراء : 86 ) و بيامرز پدرم را كه از گمراهان بوده . از لفظ « كان » كه فعل ماضى و حكايت از گذشته است به ذهن مىرسد كه اين دعا پس از مردن آزر بوده در حالىكه ابراهيم در زندگى او دانست كه او بر عبادت بتها ، لجبازى مىكند و به همان حال مرگ به سراغ او رسيد و اين إستغفار بعد از مرگ معصيت آشكار است و احتمال اين كه إستغفار در حيات مشرك حرام باشد و پس از موت او جايز اين احتمالى است كه فكر نكنم كسى آن را بپذيرد . اين اشكال از جوانى ( در حوزه علميه نجف اشرف ) در ذهن من بوده ، ولى امروز مىگويم