تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
وضع بهتر و حالت عمومى پيدا مىكند در آفاق بزرگها و ريزها ، نيز تحول زيادى به وجود آمده كه تجلى خدا بهتر نور افگن شده و آيات قرآن مقبوليت عميق ترى يافته
« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ »
( الشورى : 53 ) ،
« وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ »
( النور : 42 ) ،
« وَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ »
( الحج : 48 ) ،
« وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ »
( آل‌عمران : 28 ) ،
« إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها »
( النازعات : 44 ) ،
« إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى »
( العلق : 8 ) يك نكته ديگر حرف « من » در جمله ( مّن كُلّ مَا سَأَلْتُمُوهُ ) يا براى تبعيض است و يا براى تبيين ؛ در فرض اول ، آيه از اول ، مخصوص پاسخگويى بعضى از سؤالات ما هست ؛ يعنى سؤالات معقولى كه با حكمت خداوند سازگارى داشته باشد و اگر حرف « من » براى تبيين باشد ، در اين صورت ، آيه پاسخگويى سؤالاتى است كه معقول و داراى مصلحت باشند . بخاطر اين كه إنسان آنقدر حرص دارد كه اگر ملك صد اقليم را داشته باشد باز در بند ملكيت صد اقليم ديگر خواهد بود و هيچ گاه غريزه حرص و آز إنسان إشباع شدنى نيست . اين آيه مباركه به اين جمله بپايان رسيده
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ »
( ابراهيم : 34 ) ؛ مؤكداً إنسان بسيار ستمگر و كفران كننده است . احتمالًا معناى اين جمله اين است كه ما همهء حوايج إنسان را در اين كره مبارك و كم نظير زمين فراهم نموده‌ايم ولى اين خود إنسان است كه بر اساس اخلاق اصلاح نشده خود ؛ مانند تكبر ، خود پرستى و خود خواهى ، به إستعمار و استثمار و سلب حق ديگران ، مىپردازد و إختلاف فاحش طبقاتى را به وجود مىآورد ، يك عده كه همه چيز دارند و به اسراف وتبذير و ذخيره كردن غرق هستند و جمع ديگر ، فاقد همه چيز كه به سوى نيستى در سرعت هستند . و تا يك حكومت عدل إلهى مسلط بر بشر ، زمام إختيار را در دست نگيرد مهار نمودن