حرفهاى مرا اصلَا نشنيده است . از من بسيار عاجزانه و مصرانه خواست كه براى رفع مشكله او دعا كنم . ! !
او مشكله بزرگ خود را با غم و اندوه عميق مفصلَا بيان كرد كه خلاصه آن اين بودكه : سال آينده عروسى دخترم بر پا مىشود و من بسيار علاقه دارم كه با شكوه بر پا شود و هيچ حادثهاى ( ؟ ) رخ ندهد و آبرومندانه باشد ! ! ممكن است شما اين تشويش اين مرد را احمقانه بدانيد ولى او و تشويش او هر چه باشد منحصر به او نيست ، خيلى از افراد به اين گونه تشويشهاى گوناگون گرفتارند كه خانههاى مجلل و سرمايههاى خوب و موقعيتهاى اجتماعى نمىتواند جلو آن تشويشهاى جانكاه را بگيرد ! ! « 1 » در عصر ما تشويشها و پريشانىها و ناراحتىهاى روانى و فيزيكى بسيار زياد است ولى اگر به خداوند حُسن ظن و گمان خوب داشته باشيم و برحمت او اميد وار باشيم و مهم تر اين كه او را در دل وجان ياد كنيم و معتقد باشيم كه او رحيم و مهربان و حكيم است و او سعادت ما را مىخواهد و ناراحتىها همه اجر و پاداش دارد و اساساً پاره اى از آنها بصلاح دين و دنياى ما است وضع مبتلايان ما ، حالت ديگر پيدا مىكند و آرامش خوبى به اندازه ياد ما از خدا - كماً وكيفاً - به دلما راه مىيابد .
گاهى پاى يك نفر در أثر تصادم ماشين قطع مىشود ، درد فيزيكى آن در نفس مؤمن و كافر و يا مسلمان غافل از خدا يكى است ولى از نگاه روانى بين اين دوتن خيلى فرق است ، كافر و غافل آن را چانس بد و تيره بختى خود مىداند و شديداً اندوه گين مىشود ، ولى مؤمن آن را وسيلهاى براى اصلاح حال خود يا رفع درجات و يا آمرزش گناها و يا تخفيف مجازات مىداند و ناراحتى روانى او خفيف مىشود و در پايان ذكر اين نكته لازم است كه مطالب بالا منافاتى با وقايه و چاره انديشى در جلو گيرى أسباب مذكور ندارد و نيز توسل
هامش
( 1 ) . من به خانه اين مرد بطمع كمك او به جهاد و مجاهدين افغانستان رفته بودم ولى از طرز تفكر و حالت روحى بد او ، چيزى نگفتم از خانه اش بيرون شدم خداوند زحمت هاى همهء مخلصين به جهاد را بفضل و كرمش پاداش بدهد .