تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
اين احتمال به همين آيه اخير تضعيف مىشود ؛ زيرا دلهايى كه درسينه ها است مسلماً عضو فيزيكى بدن است ولى مع الوصف كورى به او نسبت داده شده كه از صفات نفس است . ( دقت شود ) و آيه ديگرى نيز به همين منوال است . دوم : كه قلب به معناى لغوى خود است . ولى صفات نفس به او بواسط ارتباطى كه بين نفس و روح و قلب فيزيكى قائم است مجازاً نسبت داده شده است و همين احتمال قوى است . ولى اين ارتباط تا امروز هم در فلسفه و هم در علوم تجربى و پسيكولوژى و روانشناسى مجهول مانده و بايد منتظر آينده باشيم .

نقص اطراف زمين

« أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَ هُوَ سَرِيعُ الْحِسابِ »
( الرعد : 41 ) ؛ آيا نديدند كه ما از اطراف و جوانب زمين كم مىكنيم . و خداوند حكومت دارد و كسى نمىتواند از حكم او جلو گيرى نمايد و حساب او بسيار سريع صورت مىگيرد . اين آيه از مشكلات است چون اطراف كره زمين چيزى از آن كم نمىشود . پس بهتر است از تفسير آن خوددارى كنيم كه تأويل بردن آيه بدون دليل شرعى جواز ندارد . در بين اقوالى كه در تفسير يا تأويل آن گفته شده يكى اين است كه مراد از زمين اهل زمين است . افراد إنسان خصوصاً دانشمندان ، نخبگان حكومتها و ( اقوام و تمدنها و نژادها ) مى روند و زير خاك قرار مىگيرند و ما بايد از رفتن آنان عبرت بگيريم و لى اين تأويل چنگى بدل نمى زندن ؛ زيرا زوال تدريجى افراد و اقوام و دولتها كه مقارن با آمدن تدريجى افراد و اقوام ديگر است عرفاً نقص گفته نمىشود خصوصاً كه تعداد آمدنى ها غالباً بيشتر از رفتنى ها بوده تا جايى كه امروز افراد و اقوام جهان به بيشتر از هفت ميليارد إنسان رسيده است و اطراف بيشتر زمين را مسكن گزيده اند .