تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
در اين ميدان يكه تاز بوده و از راه قاعده بسيطة الحقيقه كل الأشياء و ليس بشيء منها . تا حدود زيادى مدعاى فوق را ثابت نموده است . ولى قاعده مذكوره همانگونه كه در جزء دوم صراط الحق ذكر شده ثابت نيست ، لكن به توفيق خداوند فياض ، عموم علم خداوند بنحو عموم فوق در جزء اول صراط الحق ثابت شده است . اهل تحقيق به آنجا مراجعه كنند . بلى آنچه كه ظاهراً إيمان بر آن لازم است علم خداوند به همه موجودات مىباشد و چنانچه مانند اكثر عوام از علم خداوند به همه اشياء از ازل تا به ابد غافل مى باشند به إيمان غافلين و جاهلين ضرر نمى رساند ، ولى آنچه مشكل آنجاست كه كسى - مانند بعضى از متكلمين و فلاسفه - آن را انكار كند ، والله العالم بإيمانه و عدمه . 2 - در مورد عموم قدرت ؛ علم خداوند به ذات و صفات ذاتيه او به امكان ممكنات و وجود آنها و به استحاله مستحيلات و ضرورت ضروريات تعلق مىگيرد . ولى قدرت خداوند به مستحيلات و ممتنعات و ضروريات تعلق نمىگيرد چون محل ، قابليت تعلق قدرت را ندارد و تنها به آنچه كه ممكن الوجود است تعلق مىگيرد مثلًا : قدرت خداوند به ذات و صفات ذاتى خودش تعلق نمىگيرد چون ذات و صفات او ضرورى الوجود است . قدرت او به ممتنعات و محالات تعلق نمىگيرد چون آنها ضرورى العدم است . قدرت فقط به إيجاد وجودات امكانى مانند أعدام آنها كه ممكن هستند تعلق مىگيرند و به عبارت ديگر قدرت واجب الوجود به ممكنات كه نسبت وجود و عدم به آنها متساوى است و به تعبير دقيق تر ماهيت ممكنه ، لا إقتضاى صرف تعلق مىگيرد و همين مقدور خداوند است كه آنها را موجود نمايد و يا بر عدم سابقش آن را ابقاء دارد و او را ايجاد نكند . و فرقى در مقدوريت اشياى ممكنه بين محاسن و قبايح نيست ، همه مقدور خداوند است ولى خداوند قسمت دوم را بخاطر حكمت و عدل خود اراده نمىكند
قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
( الأعراف : 28 ) ،
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ