كه شش ساله شد ديگر او را در دامان خود ننشان . »
و نيز روايت مىكند كه :
إذا بَلَغَتِ الْجارِيَةُ الْحُرَّةُ سِتَّ سِنينَ فَلايَنْبَغى لَكَ أَنْتُقَبِّلَها . « 1 »
« وقتى دختر حرّه به شش سالگى رسيد ، نبايد آن را ببوسى . »
وقتى دختران به سنّ بلوغ مىرسيدند ميفرمودند : اينها ديگر در حكم زن كامل هستند و واجب است كه تمام احكام شرعى مربوط به حجاب را مراعات نمايند و چادر به سر كنند ؛ به شكلى كه تمام مواضع واجب را بپوشاند ، گرچه ممكن است از نظر ظاهر كوچك جلوه كنند . از سنين نوجوانى كه رشد جسمانى مخدّرات كامل مىشد ، ايشان را به استفاده از پوشيه توصيه ميفرمودند . به حسب فتوى وجه و كفّين را از حكم وجوب ستر مستثنى مىدانستند ، « 2 » ولى پوشاندن آن را خصوصاً براى مخدّرات جوان بسيار مستحسن مىشمردند ؛ خصوصاً در شرائطى كه مردانى با نگاههاى آلوده و قلبهاى مريض به صورت زنان جوان خيره شده و تماشا مىكنند .
ميفرمودند : پوشش مخدّرات در بيرون از منزل بايد به شكلى باشد كه در امنيّت كامل باشند و اگر خداى ناكرده اتّفاقى پيش آمد بدنشان آشكار نشود . لذا به مخدّرات ميفرمودند : سعى كنيد به جاى استفاده از چادرهاى مرسوم كه جلوى آنها باز است ، از چادرهائى استفاده كنيد كه كمرش بسته مىشود ، تا در زمانى كه در خيابان رفتوآمد مىكنيد و بچّه بغل شماست يا چيزى در دست داريد ، لازم نباشد با دست جلوى آن را بگيريد ؛ چادر بايد طورى باشد كه با وزش باد باز نشده و لباسهاى خانمها آشكار نگردد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 230 .
( 2 ) . ايشان ستر وجه و كفّين را واجب نمىدانستند ، ولى نظر به اجنبيّه را درغيرضرورت حتّى يك بار هم تجويز نمىفرمودند .