تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
هرگاه در ضمن رسيدگى به درختان خسته مىشدند همانجا با همان عمامه زير درخت روى خاكها دراز كشيده و مىخوابيدند و هيچ تكلّفى نداشتند . امّا وقتى مىخواستند از منزل خارج شوند مقيّد بودند كه بهترين لباس و بهترين عمامه و بهترين انگشترها را بپوشند و با هيبت و عزّتى تمام بيرون مىآمدند كه رضاشاه و رجال دولت هم در مقابل هيبت ايشان به خضوع درمىآمدند كه در اين باب حكاياتى نقل مىكنند . « 1 » انگشتر و عصا در مورد انگشتر نيز نسبت به عقيق و فيروزه عنايت خاصّى داشتند و مقيّد بودند كه حتماً انگشتر عقيق سرخ و فيروزه در دست داشته باشند ، ولى انگشترهاى ديگرى نيز داشتند كه به تناوب در دست ميكردند ، مانند ياقوت و درّ و زمرّد و يا عقيق زرد كه در سفر از آن استفاده مىنمودند و اين انگشترها نوعاً هديّه بود .
هامش
( 1 ) . مرحوم جدّ ما آيةالله حاج سيّدمحمّدصادق رضوان‌الله‌عليه يكى از چهار عالم بزرگ طهران در عصر رضاشاه ملعون بودند . ايشان در غيرت دينى و عزّت و مبارزه با طاغوت آيتى بود . مرحوم والد در درس اوّل از كتاب وظيفهء فرد مسلمان در إحياى حكومت اسلام شمّه‌اى از مجاهدتهاى ايشان را بيان كرده‌اند . سه عالم بزرگ ديگر طهران عبارت بودند از : مرحوم آيةالله آقا شيخ على مدرّس ، مرحوم آيةالله امام جمعهء طهران ، و مرحوم آيةالله شريعتمدار رشتى . رضاخان در جريان كشف حجاب دستور داده بود كه اين چهار عالم بايد مجلسى تشكيل داده و علما را با مخدّراتشان دعوت كنند و همگى مخدّرات مكشّفه و بدون حجاب در مجلس حاضر شوند كه هيچ‌يك از اين چهار بزرگوار زير بار حرف رضاخان نرفتند و حتّى حاضر شدند تا در اين راه از جان خود نيز بگذرند . رضاخان در اين مرحله در مقابل حميّت و غيرت اين بزرگان ، ذليل و سرافكنده گشت و به مقاصد شوم خود نرسيد .