دقّت مىنمودند .
ميفرمودند : ما عالم دينى هستيم و مردم ما را به عنوان عَلم و نشانهء اسلام و تشيّع مىشناسند و در اين مسيرى كه ما به مسجد مىرويم عدّهء زيادى از اهلكتاب هستند و عدّهاى نيز افراد غيرمتديّن و لاابالى كه عقلشان در چشمشان است و شأن و منزلت افراد را در لباس و ظاهر ايشان ميدانند . اگر در لباس ما نقصى باشد يا نظيف و مرتّب نباشد اين امر موجب تحقير عالم دين مىگردد و عظمت و هيبت اسلام و تشيّع در چشم ايشان مىشكند .
در زمان طاغوت جوّ بدى نسبت به دين و علماء دين بود ، بسيارى به علماء و مقدّسات توهين و جسارت نموده و سعى ميكردند به أنحاء مختلف عالمان دينى را استخفاف نموده و آنها را افرادى دور از تمدّن و رشد و ترقّى و علم و دانش معرّفى نمايند و كافى بود كه نقصى در كسى ديده شود تا آن را به همهء علماء و متديّنين سرايت دهند .
معلوم است كه در چنين شرائطى وظيفهء علماى شريعت سنگينتر شده و بايد از امورى كه در عالم واقع و حقيقت نيز نقص نيست ولى در نزد عامّهء مردم شائبهء نقصى دارد ، در حدّ لزوم اجتناب نمايند و با عزّت و احترام كامل در ميان مردم حاضر شوند . بدين جهت ايشان براى حفظ حرمت و عزّت إسلام و نه از سر حبّ نفس و دنيا ، با بهترين زىّ و هيئت در ميان مردم حاضر مىشدند .
مرحوم والد همواره دربارهء مرحوم جدّمان حضرت آيةالله حاج سيّد محمّدصادق طهرانى رحمةاللهعليه نيز همين مطلب را متذكّر مىشدند و ميفرمودند : مرحوم پدر ما به باغچهبانى و درختكارى علاقهمند بودند و مخصوصاً در پيوند زدن درختان ميوه استاد بودند ؛ پيوندهاى خوبى مىزدند و ميوههائى شيرين و آبدار و زيبا به دست مىآمد . در منزل عمامهاى كوچك بر سر مىبستند و لباسى ساده مىپوشيدند و با همان لباس نيز كار ميكردند ، و
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 498
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٤٩٨